خانه / اسلايد / حقیقت ولایت

حقیقت ولایت

در ابتدای بحث ولایت، باید این مسئله را خاطر نشان کنم که موضوع ما در باب ولایت، این نیست که خلیفۀ اول چه کسی باشد ، امام علی (ع) ویا افراد دیگر. بلکه بررسی معنی ولایت به شکل عام است.
اگر معنی ولایت برای ما روشن شد سپس می توانیم بگوییم که چه کسی می تواند ولی و خلیفه و جانشین رسول اکرم (ص) باشد .
مشکل ما با اهل تسنن تنها این نیست که چه کسی خلیفۀ اول باشد ویا دوم و…، بلکه مسئله این است که ولی باید چه صفاتی داشته باشد که اگر این مسئله روشن شد به راحتی می توان مصداق آن را پیدا کرد .
چنانکه در بحث توحید نیز برای شناخت حضرت حق و جلوگیری از بروز هرگونه اشتباه در مصداق, ابتدا به بیان صفات خداوند متعال پرداختیم.
و گفته شد که مشرکین مکه مشکل شان در خالقیت نبود بلکه مشکل آنها در مسئله ربوبیت بود، که چون معنی حقیقی رب را نمی دانستند مشرک شدند، اعتقاد آنها به ربهای متعدد از این لحاظ نبود که این بتها می توانند سخن بگویند و یا قوانینی را برای آنها وضع کنند، و یا این بتها مؤثر در وجود وتربیت آنها هستند، بلکه گمان می کردند آنها تأثیر در زندگیشان دارند و آنها را شفاعت می کنند.
قرآن داستان فرعون را بیان میکند که می گفت: أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى( من رب برتر و اعلای شما هستم ) و یا برخی برای هر موجودی یک رب قائل بودند، مثلا رب ستاره ها، و رب خورشید و… در اینجا نمی توان با این افراد وارد مناقشه شد چرا که آنها معنی رب را نمی دانند. و زمانی که معنی رب مشخص شد آنگاه انسان می فهمد که هر چیزی و هر کسی نمی تواند رب باشد .مسئله ولایت نیز به همین صورت است.
زمانی که فرعون به عامۀ مردم می گفت أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى چرا همه و یا اکثر مردم به او ایمان آورده بودند؟ چون عامۀ مردم فطرتاً به وجود یک رب ایمان داشتند و معتقد بودند که باید رب و الهی وجود داشته باشد. و با فهمیدن حقیقت و حق ایمان آوردند، گروهی هم می ترسیدند.که فرعون آنها را کشته و از بین ببرد حتی زمانی که ساحران به حضرت موسی ایمان آوردند فرعون با ناراحتی گفت: لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلاَفٍ ثُمَّ لأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ (قطعاً دست ها و پاهايتان را يكى از چپ و يكى از راست جدا مي كنم ، سپس همه شما را به دار خواهم آويخت)
در صورتی که اگر معنی حقیقی رب، و صفات رب، را می دانستند اینچنین عقیده ای به فرعون نداشتند. قوم بنی اسرائیل نیز زمانی که خداوند به وسیلۀ حضرت موسی آنها را با معجزات فراوانی نجات داد باز هم گوساله پرست شدند، چون معنی حقیقی رب، و اله را نمی دانستند. پیامبر خدا معجزات فراوانی برای آنها آورده بود، اما آنها آنچه که از طلا و جواهر داشتند به سامری دادند، و او برایشان گوساله ای ساخت
«فاخرج لهم عجلا جسداً له خوار فقالوا هذا الهکم و اله موسی»
(پس برای آنان گوساله ای ساخت که صدای گاو داشت پس (او وپیروانش) گفتند: خدای شما و خدای موسی همین است).وپیش از آن هارون بآنها گفت: ای قوم جز این نیست که شما با این گوساله امتحان شده اید، و بی تردید، پروردگار حقیقی شما خدای رحمان است.
پس همین گوساله پرستی مصریان،.حکایت از آن فطرت انسان دارد که می داند خدایی دارد و باید او را عبادت کند. لذا به آنها گفته شد: موسی دیر کرد و برای اینکه بدون خدا نمانید، زیور آلاتتان را جمع کنید تا برای شما معبودی بسازم که عبادتش کنید. پس خدا را با یک گوساله عوض کردند.چرا؟ چون حقیقت و معنی رب، و اله برای آنها واضح و روشن نبود. و ایمان به خدایی که دیده نشود برایشان مشکل بود.
و زمانی که می خواستند وارد شهری شوند به حضرت موسی گفتند تو با خدایت برو و بجنگید همین که آنها را شکست دادید ما وارد این شهر می شویم.
قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ
(گفتند: اى موسى! تا آنان در آنجايند ، ما هرگز وارد آنجا نخواهيم شد ، پس تو پروردگارت برويد [ با آنان] بجنگيد كه ما [ تا پايان كار ] در همين جا نشسته ايم)
یا پس از انکه از رود نیل با آن معجزه عظیم عبور کردند، زمانی که از کنار دهکده ای می گذشتند با مشاهده صحنه بت پرستی قومی، از موسی خواستند که بتی و معبودی برای آنها درست کند که قرآن می فرماید:.
وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَآئِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْاْ عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُواْ يَا مُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَـهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ
(و بنى اسرائيل را از دريا [ يى كه فرعونيان را در آن غرق كرديم ] عبور داديم ; پس به گروهى گذر كردند كه همواره بر پرستش بت هاى خود ملازمت داشتند ، گفتند : اى موسى ! همان گونه كه براى آنان معبودانى است ، تو هم براى ما معبودى قرار بده ! ! موسى گفت : قطعاً شما گروهى هستيد كه جهالت و نادانى مي ورزيد).
چرا ؟ چون خدا را نشناختنه بودند از یک مشکل که رهایی پیدا می کردند مشکل دیگری برای آنها پیش می آمد. پس اصل امر این است که حقیقت هر مسئله ای باید برای انسان واضح و روشن گردد، خصوصاً مسائل عقیدتی.
انبیاء آمده اند تا حقایق را برای مردم بازگو کنند و اگر پیامبران مبعوث نشده بودند همۀ انسانها به بیراهه می رفتند، انبیاء آمدند تا انسانها را به راه راست هدایت کنند وبگویند که یک راه بیشتر نیست که آن هم صراط مستقیم است همان راهی که در نهایت به خدا می رسد همان راهی که هر اندازه انسان از آن منحرف شود هرچند در ظاهر بنظر نیاید، در نهایت امر منحرف می شود.
پس باید معنی ولایت را بدانیم ، اگر همه انسانها معنی حقیقی ولایت را بدانند دیگر نزاعی وجود نخواهد داشت . ما قصد داریم هر بحثی را که مطرح کنیم همراه با دلیل و برهان باشد تا اینکه صحت گفته هایمان برای همه روشن گردد.

همچنین ببینید

استقامت وپايداري پيامبر(ص)براي هدايت مردم وتثبيت دين

استقامت وپايداري پيامبر(ص)براي هدايت مردم وتثبيت دين اگرچه همه رسولان الهي در راه انجام مأموريت …

دعا مهمترین وسیله ارتباط بنده با معبود است

🌹🌱🌹🌱🌹🌱🌹 🌹🌱🌹 🌹🌱 🌹دعا مهمترین وسیله ارتباط بنده با معبود است. برای اینکه دعای انسان …

عظمت دریای معارف قرآن

  عظمت دریای معارف قرآن قرآن به مانند دریایی است ، در کنار دریا، سنگ‌های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.