خانه / اسلايد / کربلا؛ موفق‌ترین دانشگاه

کربلا؛ موفق‌ترین دانشگاه

کربلا؛ موفق‌ترین دانشگاه
هیچ دانشگاهی مانند دانشگاه کربلا، چنین فارغ التحصیلان موفقی نداشته است. کربلا مدرسه معرفت و انسان سازی است. جالب‌تر از همه دانشجویان آن است، از طفل شش ماهه شیرخوار، تا پیرمرد هشتاد ساله و زنان شیردل قهرمان، و از جوانان نوبالغ تا غلام سیاه. همه درکنار هم، از محضر آموزگار بزرگ شهادت درس‌ها آموختند؛ درس‌های معرفت و عشق. آن‌ها بندگی خالصانه را در عمل آموختند و استقامت در راه هدف را همراه با شجاعت و صبر، از معلم بشریت یعنی حسین بن علی در مدرسه کربلا فرا گرفتند. همه امتحانات بسیار سختی را پس دادند، تا نامشان در کنار نام معلم و امامشان در تاریخ ثبت و جاودانه شد وخود هم‌اکنون قرن‌هاست معلم بشریتند.
اما مدرک این دانشگاه. آنان مفتخر به سلام خاص امام زمان شدند که در زیارت ناحیه آمده است.
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبـت است بـر جـریـده عـالـم دوام مــا
برگ‌های دفتر عاشورا با خطوط عظمت و عبودیت و عزت و افتخار نوشته شده و بررسی همه جانبه این دفتر و پی بردن به عظمت آن از قدرت بشر خارج است.
دنیا نمی‌تواند عظمت ابوالفضل عباس را درک کند
دنیا نمی‌تواند واقعیت لب‌های خشکیده عباس بن علی را در کنار نهر علقمه دریابد؛ زیرا این معرفت را با چشم دل باید کسب کند و زمین دل را از علف هرز جهالت و رذائل اخلاقی، تعصب و کینه‌ها پاک نماید تا بتواند پیوند عشق و معرفت را در عباس بن علی نظاره کند و دریابد که او چگونه وارد شریعه فرات می‌شود، اسب را داخل آب می‌برد، مشک همراه خود را پر از آب می‌کند و به دوش می‌گیرد، او تشنه است و هوا گرم. همان طور که سوار اسب است، و آب تا زیر شکم اسب را فرا گرفته، با دست مقداری آب بر می‌دارد و تا نزدیک لب‌های مبارکش می‌آورد؛ اندکی تأمل می‌کند، ولی آب را نمی‌نوشد و بر روی آب‌ها می‌ریزد.
کسی نفهمید چرا ابوالفضل آب نیاشامید. اما وقتی از آب بیرون آمد رجزی خواند، در این رجز، مخاطب خودش بود، اما دیگران از این رجز فهمیدند که چرا حضرت ابوالفضل آب نیاشامید:
یانفس من بعد الحسین هونی، فبعده لا کنت ان تکونی
هذا الحسین شارب المنونی، و تشربین بارد المعین
والله ما هذا فعال دینی، ولا فعال صادق الیقین
مکالمه با نفس خود است:
می‌خواهم بعد از حسین زنده نمانی. حسین شربت مرگ می‌نوشد، حسین در کنارخیمه‌ها با لب تشنه ایستاده باشد و تو آب بیاشامی؟!
پس مواسات و همدلی کجا رفت؟ مگر حسین امام تو نیست؟ مگر تو تابع او نیستی؟
هرگز دین و وفای من چنین اجازه‌ای نمی‌دهد.
و وقتی دست او را قطع می‌کنند، می‌گوید:
به خدا قسم اگر دست راست مرا ببرید، من دست از دامن حسین بر نمی‌دارم.
آری! درک مساله امامت و ولایت برای نااهلان مشکل است.
پس باید در واقعه کربلا پیام غیرت و آزادگی، از خود گذشتگی و پیروی از ولایت را دریافت، و با آب معرفت، دل‌ها را آبیاری کرد؛ تا فهمید چگونه نهر علقمه جوانمردی را در کنار خود تشنه کام می‌بیند. آری! لحظه لحظه حادثه عاشورا، سرشار از عطر معرفت و فضیلت و اخلاق است.

درباره ی فانوس کویر

همچنین ببینید

پی بردن از معلول به علت

درس سوم پی بردن از معلول به علت سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِوَفِي أَنْفُسِهِمْحَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ …

تكيه قران به أصول عقلي و ابتكاري

ادامه ی درس دوم تكيه قران به أصول عقلي و ابتكاري قرآن در دعوت های …

راههای شناخت خدا/اثبات وجود خالق از نظر فلاسفه

ادامه ی درس دوم راههای شناخت خدا بشر در تاریخ زندگی خود برای درک خدای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *