خانه / اسلايد / حجت ظاهر و حجت باطن

حجت ظاهر و حجت باطن

راه سعادت با قرآن در زندگی

حجت ظاهر و حجت باطن

خداوند از دو طريق حجت را بر انسان تمام كرده است:

۱⃣حجت عقل:كه حجت باطني ناميده ميشود.

۲⃣حجت وحي:كه به آن، حجت ظاهري گفته مـي شـود و پيـامبران در رديـف ايـن حجت براي هدايت انسانها قرار دارند.

بايد گفت: همان گونه كه در قرآن آمده است، ناديده گـرفتن حجـت الاهـي از سـو ي انسان،كيفري بسيار سخت و گران براي او در پي خواهد داشت:✨«منِ اهتَدي فَإِنَّما يهتَدي لِنَفْسِهِ ومن ضَلَّ فَإِنَّما يضِلُّ علَيها ولاَ تَزِر وازِرةٌ وِزرأُخْرَي وما كُنَّا معذِّبِينَ حتَّي نَبعثَ رسولاً»؛🔹هركس هدايت يافـت، فقـط بـه سـود خـودش هـدايت مي يابد و هر كس گمراه شد، فقط به زيان خودش گمراه ميشـود.

و هـيچ بردارنـده بـار گناهي بار گناه ديگر ي را به دوش خود بر نميدارد و ما بدون ايـن كـه پيـامبر ي را [بـراي هدايت و اتمام حجت به سوي مردم] بفرستيم عذاب كنند [آنان] نبوديم.

پيامبر؛ حجت خدا بر خلق

زمانيكه پيامبران آمدند و راه درست را نشان دادنـد،اگـر مردم از آن هـا تبعيـت نكننـد،مستحق عذاب خواهند شد؛در غير اين صورت،یعنی با نبودن پیامبران با تمام نشدن حجت بر انسانها، عـلاوه بر اينكه عذاب كردن انسان ظلم به شمار ميرود،انسانها نيز حق اعتراض داشتند.

که ما راه صحیح را نمی دانستیم یکی از مأموریت های مهم پیامبر اکرم (ص ) معارف قرآن و تزکیه نفوس است تأثيرتزكيه نفس درنماز  به اين آيه توجه كنيد:✨«قَدأَفْلَح من تَزَكَّي * وذَكَرَ اسمربهِ فَصلَّي»؛🔹بـي ترديـد كـسي كـه خود را(از زشتيهاي باطن و ظاهر] پاك كرد، رستگار شد .و نام پروردگارش را ياد كرد،پس نماز خواند.

نكته جالب در آيه مذكور اين است كه :در ابتدا مسأله تزكيه (صفاي دل و پاكي باطن ) بيان شده ،و سپس ياد خدا و نماز بيان شده است.

ممكن است چنين بـه ذهـن خطـور كند كه انسان تا تزكيه نكرده باشد، نبايد نماز بخواند.در پاسخ بايد گفت:امر به نماز يك وظيفه است كه هـيچ گـاه و در هـيچ شـرايطي از انسان ساقط نميشود، اما ذكر و ياد خدا و نمازي كه انسان پس از تزكيه نفس مي خوانـد،نمازي واقعي است كه بر روح او تأثير ميگذارد.تا زماني كه قلب انسان آشفته باشد،او نمي تواند بـا خـدا ارتبـاط برقـرار كنـد .

مـردم اصطلاح «ريخت و پاش» را در زماني به كار مي برند كه همه چيـز نامرتـب باشـد .بـراي مثال، اتاق بچه نامنظمي را در نظر بگيريد كه به محض آمدن از مدرسه، وسايل خود را بـه هر طرف مياندازد؛و اگر بخواهد در اين اتاق به دنبال چيزي بگردد، آن را پيدا نمي كنـد.

به اين وضعيت اتاق نامرتب در اصطلاح «ريخت و پاش» ميگويند.حال اگر قلب ما هم «ريخت و پاش » باشد،هر چه دنبال وسيله اي بـراي ارتبـاط بـا خدا بگرديم، چیزی پيدا نميكنيم و در اين حالـت، خوانـدن نمـاز بـدون حـضور قلـب صورت ميگيرد.

گاهي پيش آمده كه آدمي در حالـت نمـاز، بـراي كارهـاي آتـي خـود برنامه ريزي ميكند!اگر هر عاملي سبب عدم تمركز و حضور قلب در نماز شود،به اين معناست كه آن مسأله در نزد انسان از نماز مهم تر است!

از اين رو آدمي تا تزكيه نكند، نمي تواند با خدا از صميم قلب ارتباط برقرار كند.بايد دانست آن مقداري از نماز كه با حضور قلب خوانده شود،مورد قبول است و در غیر این صورت نماز حتي در صورت صحيح خواندن ، فقط به منزله رفع تكليف است و آن «تكامـل » و «نـور » را به دنبال نخواهد داشت؛چرا كه انسان نماز ميخواند تا به تكامل برسد.

🍀موانــع تــا نگردانــي ز خــود دور
🍀 درون خــانــه دل نايــدت نــور

🍀موانع چون در اين عالم چهار است
🍀 طهارت كردن از وي هم چهار اسـت

🍀نخستين پاكي از احداث و اجنـاس
🍀 دوم از معــصيت و شّــر وســواس

🍀 سوم پاكي ز اخـلاق ذميمـه اسـت
🍀كه با وي آدمي همچون بهيمه اسـت

🍀چهــارم پــاكي ســر اســت از غيــر
🍀كه اين جا منتهي مي گـرددت سـير

(شبستري)

اگر انسان مي خواهد با نماز به تكامل برسد،بايد با خواندن نماز، خود نيز بـه معـراج برود چرا كه:«الصلاة معراج المؤمن».

خداوند روزي پنج مرتبه هنگام نمازهاي يوميه اين امكان و اجازه را به او داده اسـت .پس، هر اندازه بيشتر تلاش و تزكيه كند،به مراتب بيشتر ميتواند به عروج ⬆برود.

ميتوان گفت :معراج عظيم حضرت رسول نيز به اين دليل بـود كـه ايـشان از عظمـت روحي فوق العادهاي برخوردار بودند و به درجه اي رسيدند كه «عبد» خدا شدند :✨ «سبحانَ الَّـذِي أَسرَي بِعبدِهِ لَيلاً منَ الْمسجِدِ الْحرَامِ إِلَي الْمسجِدِ الأَقْصي الَّذِي باركْنَا حولَهلِنُرِيهمِنْ آياتِنَا إِنَّههوالسمِيع البصير🔹منزّه و پاك است آن [خدايي ] كه شبي بنده اش [محمد] را از مسجدالحرام به مسجد الاقصي كه پيرامونش را بركت داديم سير [و حركت] داد،تا [بخشي] از نشانه هـا ي [عظمت و قدرت] خود را به او نشان دهيم؛ به يقين، او شنوا و داناست.

در اين آيه شـريفه نيـز ويژگـي و خـصوصيت «عبـد » بـودن را بـرا ي حـضرت بيـان فرموده اند، و رسول االله چون «عبد» خدا بودند به مقام رسالت نايل شدند.

‌حضرت علامه طباطبایی(ره) می فرماید :حقیقت عبودیت این است که انسان به مقامی برسد که خداوند متعال را غنیّ مطلق بداند و به فقر ذاتی خود و موجودات دست یابد و به فنای خویش برسد و حقیقت توحید را با همه ی عوالم وجود و با همه ی مظاهر این جهان مشاهده نماید .چنان که می فرماید : (لله ما فی السموات و ما فی الارض)

 

درباره ی فانوس کویر

همچنین ببینید

منشأ بسياري از بيماري‌هاي جسمي‌ روح انسان است

راه سعادت با قرآن در زندگي  منشأ بسياري از بيماري‌هاي جسمی روح انسان است منشأ …

داستان کوتاه

خیاطی می گفت: اگر شبها جیبهای لباسها را خالی کنید, لباس ها زیباتر به نظر …

حقيقت انسان، روح اوست

راه سعادت با قرآن در زندگي حقيقت انسان، روح اوست حقيقت بشر همان حقيقت روح …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *