خانه / اسلايد / داستانی جالب از حاج اسماعیل دولابی

داستانی جالب از حاج اسماعیل دولابی

 

حاج اسماعیل دولابی می گفت:

خدا یک تار، یک تور و یک تیر دارد.
با تار، تیر و تور خودش، آدمها را
جذب می کند. مجذوب خودش می کند.

تار خدا، قرآن است .نغمه های آسمانی است . خیلی ها را از طریق قرآن جذب خودش می کند.

خیلی ها را با تور خودش جذب می کند.
مثل مراسم اعتکاف و مراسم ماه رمضان و شب قدر

تیر خدا همان بارهای مشکلات است . غالب آدمها را از این طریق مجذوب خودش می کند . اولیاء خدا برای این مشکلات لحظه شماری می کردند .

شیخ بهایی می گوید:
شد دلم آسوده چون تیرم زدی،
ای سرت گردم چرا دیرم زدی.
از وقتی بلا و مصیبت به زندگی ام آمد ، فهمیدم من ارزش دارم. ولی گلایه دارم
که چرا من را زودتر گرفتار نکردی.

سعدی هم می گوید:
بزن سیلی و رویم را قفا کن. خدایا من را بزن چون زدن های تو ارزش دارد. پنبه را وقتی می زنند، باز می شود و سفید می شود و ارزش پیدا می کند.

اگر کسی به گرفتاری ها چنین نگاهی داشته باشد، دیگر جای ناامیدی برایش باقی نمی ماند.این گرفتاری ها باید زمینه امید ما را فراهم بکند.

گرفتاری ها باید زمینه نشاط ما را فراهم کند ولی چون ما با شیوه تربیتی خدا
آشنا نیستیم، تا مصیبتی می رسد،
ناراحت می شویم. این شیوه خداست!

درباره ی فانوس کویر

همچنین ببینید

شرح چهل حدیث در گناه ریا…

عرفانِ خمینی: شرح چهل حدیث (در گناه ریا…(۱)) بسم الله الرحمن الرحیم اولین بحث از …

نقش عمل وشريعت در تكامل بشر

راه سعادت با قرآن در زندگی نقش عمل وشريعت در تكامل بشر هدف اصلي آيات …

اعمال عبادی روز ۱۵ رجب

روز ۱۵ رجب روز مبارک و روز پایانی مراسم عبادی اعتکاف است که اعمال عبادی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *