خانه / اسلايد / قلمرو توانی‌های انسان

قلمرو توانی‌های انسان

قلمرو توانیهای انسان
اخلاق، انسان را به مقامی میرساند که نه تنها حب چیزی او را کور نکند بلکه او را بینا و بیدارتر می کند. مثلا محبت الهی و اسمای حسنای او انسان را بیدار و بینا و خرسند می سازد.
عوامل تعیین کننده شخصیت انسان، و توانایی ها و امتیازهای انسانها از یکدیگر، عوامل مختلفی از علوم و تمایلات و تنفرات و خصوصیات جسمی و قابلیتها و ظرفیتها، شرایط و امکانات محیطی و اجتماعی هستند، این عوامل، تواناییهای مختلفی در انسان می آفرینند که می تواند با اراده خود آنها را شکوفا کند و به فعلیت برساند.
شناخت تواناییها در نهاد انسان، و پیوند او با عالم، دو راه دارد: یکی برهان عقلی و دیگر دلیل نقلی معتبر(وحی و کلام معصومین) که بر ضروریات و بدیهیات متکی است و بر اساس آیات سوره شمس آنجا که می فرماید:
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿٧فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿٨قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا ﴿٩وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا
و [قسم] به نفس و آنكه آن را درست و معتدل نمود،«۷» پس بزه‏كارى و پرهيزكارى‏اش را به او الهام كرد.«۸» بى‏ترديد كسى كه نفس را [از آلودگى پاك كرد و] رشد داد، بر موانع و مشكلات دنيا و آخرت پيروز شد.«۹» و كسى كه آن را [به آلودگى‏ها و امور بازدارنده از رشد] بيالود [از رحمت حق] نوميد شد .
و برهان نقلی: کاشف از اراده الهی بر اختیار انسان است، که اگر بخواهد می تواند حجت خدا و خلیفه الهی گردد، تا جایی که در پرتو استعداد و نور اقدس الهی، توانایی تسخیر عالم در اختیار بشر قرار داده شده است. انسان مختار است؛ می تواند به اختیار خود، وارد دنیای نورانیت شود ویا وارد در ظلمانیت وتاریکی ها گردد. می فرماید:
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا
ما راه را به او نشان دادیم، یا سپاسگزار باشد و یا ناسپاس
اگر انسان بخواهد شاکر نعمتهای الهی باشد و وارد نور و نورانیت شود، باید راه علم و تقوا را در پیش گیرد، که باعث تقویت جنبه روح و روان او می شود، به طوریکه این جنبه نورانی بر جنبه ظلمانی غلبه یابد و زندگی دنیا و آخرتش در نور و رحمت الهی قرار گیرد.
واگر خدای نکرده با ناسپاسی و نادیدهگرفتن استعدادهای الهی جنبه ظلمانی خود را تقویت کند، در این صورت بر بُعد نورانی‌اش غلبه خواهد شد و کار این انسان در این حالت به جایی می رسد که دیگر حق را از باطل تشخیص نمی دهد و هر چیز و هر مسأله غلطی را بدون تحقیق می پذیرد.
انسان مختار است، خداوند بشر را مجبور نکرده که حتما مسلمان و مؤمن شود و به بهشت برود. زیرا خداوند به پیامبرش(ص) فرمود که تو فقط امت را تذکر بده و آن ها را یادآوری کن، و مسؤول نیستی که همه شان را لایق بهشت گردانی. چرا؟ چون در آیة الکرسی که معمولا همه با آن آشنا هستند می فرماید:
لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ  فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
در دين، هيچ اكراه و اجبارى نيست [كسى حق ندارد كسى را از روى اجبار، وادار به پذيرفتن دين كند، بلكه هر كسى بايد آزادانه با به كارگيرى عقل و با تكيه بر مطالعه و تحقيق، دين را بپذيرد]. مسلماً راه هدايت از گمراهى[به وسيله قرآن، پيامبر و امامان معصوم] روشن و آشكار شده است. پس هر كه به طاغوت [شيطان و بت و هر طغيانگرى ] كفر ورزد و به خدا ايمان بياورد، بى‏ترديد به محكم‏ترين دستگيره كه آن را گسستن نيست چنگ زده است، و خدا شنوا و داناست
و در آیه بعد می فرماید:
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
خدا سرپرست و يار كسانى است كه ايمان آورده‏اند، آنان را از تاريكى‏ها [ى جهل، شرك، فسق وفجور] به سوى نورِ [ايمان، اخلاق حسنه و تقوا] بيرون مى‏برد. و كسانى كه كافر شدند، سرپرستان آنان طغيانگرانند كه آنان را از نور به سوى تاريكى‏ها بيرون مى‏برند، آنان اهل آتش‏اند و قطعاً در آنجا جاودانه‏اند.
لذا خداوند می فرماید:
انَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا
ما راه را به او نشان داديم؛ يا سپاس گزار خواهد بود يا ناسپاس و نیز می فرماید:
وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ
خداوند دو راه به انسان نشان داده: راه خیر و راه شر. این خود انسان است که چه راهی را انتخاب کند.
راه نور و راه ظلمت، دو مسیر مختلف هستند. راه بهشت و رحمت الاهی راه نور است. هر اندازه که انسان در راه نور قدم بردارد از ظلمت دور می شود و هر چه بیش تر در ظلمت گناه و معصیت گام بردارد از مسیر نور دور می گردد. دقیقا شبیه یک ترازو که هر کدام از کفه ها بالا رود کفۀ دیگر پایین می آید.
انسان خود به تنهایی و بدون راهنمایی رهبران الهی قادر به رسیدن به سعادت و رستگاری نیست.بلکه باید با شناخت حق و حقیقت، و ایمان و عمل صالح، استعدادهای خود را شکوفا کند و به تکامل برساند، تا لیاقت ورود به بهشت و نعمتهای الهی را برای خویش فراهم سازد. ازاین رو خداوند برای انسان، هدایتهای زیادی از جمله بعثت پیامبران، و کتب آسمانی و… را قرار داده اما چنان‌چه همه می بینید راهیان راه نور بسیار کم و اندک هستند. اگر بگوییم در دنیا حدود ۷ میلیارد بشر زندگی می کنند، از این تعداد چند نفر مسلمانند؟ و از میان این مسلمانان چند انسان خدایی وجود دارند که هدف خلقت را دانسته و برای رسیدن به تکامل خود و انسان شدن تلاش می کنند؟ اگر به مسلمانان امروز بنگریم، می بینیم که تعداد مؤمنان حقیقی بسیار کم می باشند.

درباره ی فانوس کویر

همچنین ببینید

مبدأ و اعتقاد به خدا

۱ـ آیا کل هستی و آفرینش هدفدار است یا خیر؟ و اگر هدفدار است آن …

اثر رضایت پدر در قبر!

✨﷽✨ ✅اثر رضایت پدر در قبر! ✍آیت‌الله آقا سیّد جمال‌الدّین گلپایگانی عارف بزرگی بودند. ایشان …

انسان بین مبدأ و معاد

انسان بین مبدأ و معاد یکی از پیچیده ترین مسائلی که توجه همه دانشمندان دنیا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *