خانه / اسلايد / لحظه ای به قلب خود مراجعه کن

لحظه ای به قلب خود مراجعه کن

لحظه ای به قلب خود مراجعه کن
افرادی که دهریون نامیده می شوند، به خدا و خالق هستی بخش در عالم وجود قائل نیستند، و عقیده دارند که این هستی خود به خود به وجود آمده است. البته هیچ دلیلی هم بر ادعای خود ندارند و نمی توانند بر این توهم که خدائی نیست برهانی ارائه کنند، جز این که خدا را نمی بینند. باید به این افراد گفت: به قلب خود مراجعه کنید و ببینید که قلب شما نیز این مساله را تایید می کند؟!
این مساله را شما عزیزان هم می توانید امتحان کنید، آیا زمانی که فکر کنید این جهان خالقی ندارد و شما رها شده از دهر و در طبیعت هم نابود می شوید، قلب شما به آرامش می رسد، و یا وقتی معتقد باشید که ارتباط شما با خداوند خالق و رازقی است که همه امور عالم به دست توانای اوست و او پروردگار ما و رب العالمین است، به آرامش می رسید؟! فطرت ما این ایمان را قبول می کند و با یاد و ذکر خدا دل ها آرامش می یابد. در آیه فطرت چنین می خوانیم «تو ای پیامبر! خود را برای اقامه دینی آماده کن که به همان کیفیت انسان را آفریده. یعنی دینی که خداوند بندگان را به آن امر فرموده، «اسلام» است که قوانین آن مطابق با فطرت انسان وضع شده اند».
از جمله چیزهایی که بذرشان در وجود بشر غرس شده، ایمان به خداست، یعنی هر انسانی که متولد می شود  حتی اگر در بیابان و یا در جایی باشد که هیچگونه آموزش و تعلیمی ندیده باشد باز فطرتا خداپرست خواهد بود و از درون وجودش ندای توحید را می فهمد.
آیا تا به حال امتحان کرده اید که فقط پنج دقیقه تنها بنشینید و به این مساله فکر کنید که خدا هست یا نه؟ با کدام یک قلبتان مطمئن می شود؟! خواهی دید  نمی توان گفت که خدا نیست چون بذر توحید در وجودت کاشته شده و این امر ریشه در قلب بشر دارد که حتی اگر هم گناه می کند آرام نیست. آری! کلمه لا اله الا الله در وجود ما ریشه دارد.
اگر انسان قائل شود که خدا نیست، احساس ناامنی و سرگردانی و بی پناهی می کند، اما همین که به این مساله فکر کند که خدا موجود است یک نوع احساس آرامش و امنیت به او دست می دهد. گر چه برای اثبات وجود خدا هزاران دلیل عقلی و علمی و فلسفی را نیز می توان ارائه کرد، چنان که آن عارف عارفان، امام حسین(ع)، در دعای عرفات می فرماید: آیا به غیر از ذات تو ظهور و جلوه ای است که ظهور و جلوه تو نباشد، تا آن بتواند تو را ظاهر سازد؟ کجا تو پنهان بودی تا محتاج دلیل بر اثبات باشی؟ کی دور مانده ای تا آثار بخواهند ما را به تو برسانند؟ کور باد چشمی که تو را نمی بیند در آن حال که مادام او را مراقبی، و خسران زده کالای آن بنده که از عشق تو نصیبی نداشته باشد.
کـی رفته ای ز دل که تمـنا کنم تو را؟           کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو؟
غایب نگشته ای که شوم طالب حضور           پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلـوه برون آمـدی که من        با صـد هـزار دیده تماشا کنم تو را
آری! «کور باد چشمی که تو را نمی بیند»، بلکه هرکس با این همه آثار و نشانه ها، عظمت خالق هستیبخش را نمیبیند هم اکنون کور است گر چه چشمانش باز باشد. اما چشم بصیرت او کور و از درک این همه آثار محروم است. خداوند می فرماید:
أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ ﴿١٧ وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ ﴿١٨ وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ ﴿١٩ وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ ﴿٢٠ فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ ﴿٢١ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ ﴿٢٢ إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَكَفَرَ ﴿٢٣ فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ ﴿٢٤ إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ ﴿٢٥ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ 
آيا با تأمل به شتر نظر نمى‏كنند كه چگونه آفريده شده؟«۱۷» و به آسمان كه چگونه بر افراشته شده؟«۱۸» و به كوه‏ها كه چگونه در جاى خود نصب شده؟«۱۹  به زمين كه چگونه گسترده شده؟«۲۰» پس تذكر ده كه تو فقط تذكر دهنده‏اى،«۲۱» تو بر آنان مسلط نيستى [كه به قبول ايمان مجبورشان كنى،] «۲۲» ولى كسى كه [به دنبال تذكر پى در پى] روى گردانيد و كفر ورزيد.«۲۳» پس خدا او را به عذاب بزرگ‏تر عذاب خواهد كرد.«۲۴» قطعاً بازگشت آنان به سوى ماست.«۲۵» آن گاه بى‏ترديد حسابشان بر عهده ماست.
آنهایی که می گویند خدایی نیست، مسلما معتقد به قیامت هم نیستند؛ از این رو خود را مقید به قانون الهی نمی دانند و این را نوعی آزادی می پندارند. اما انسان مؤمن که معتقد به وجود خداست در قبال این اعتقاد مسؤولیت دارد و تمام اعمال و رفتارش را بر اساس ایمان به خدا و وجودی مطلق و لامتناهی تنظیم می کند. و از این ارتباط ماورایی نیز احساس راحتی و غرور دارد که تنها نیست و به کسی مرتبط است که همه امور عالم هستی به دست توانای اوست. پس ایمان به خدا باعث می شود انسان به آرامش و اطمینان برسد.
فردی خدمت امام معصوم رسید و از او خواست که خدا را به او نشان دهد. امام پرسید: آیا تا به حال با کشتی به مسافرت رفته ای و این امر برای تو پیش آمده که کشتی در حال غرق شدن باشد و تو هیچ راه نجاتی نداشته باشی، و تنها به یک جا دل بسته، و امیدوار باشی که آن نقطه روشنایی در قلبت باعث نجاتت شود؟ پاسخ این فرد مثبت بود. امام فرمود: آن نقطه امید، همان خداست.
یعنی اگر انسان در حال اضطرار، و در حال گرفتاری و مضیقه و ناراحتی قرار گیرد به طوری که هیچ راه نجاتی را پیش روی خود نبیند، در آن حال در درون قلبش نقطهای روشن می یابد، ناگهان بارقه امیدی در قلبش احساس می کند، آن امید به نجات دهنده، همان امید به خداست.
همه شما در زندگی برایتان پیش آمده و غیر ممکن است که کسی به اضطرار برسد اما ندای فطرت را نشنود؛ ندای فطرتی که به انسان می گوید باز هم راه نجاتی هست، و متوجه به وجودی قادر و توانا می شود که عالم به حال اوست، بنابراین قلباّ متوسل می گردد، او همان خداست.
متاسفانه انسان اغلب هنگام سختی به پروردگار خود روی می آورد و به درگاه خدا ضجه می زند اما همین که به لطف الهی گرفتاری اش برطرف شد تمام امدادهای غیبی را فراموش می کند و از آن جا که خداوند عالم به سر و خفی و باطن است و این مساله را می داند، ولی به لطف و رحمتی که نسبت به بندگان دارد باز هم آن ها را ناامید نمی کند و حاجت های آنان را برآورده می کند و خود می فرماید:
فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ
[مشركان تا در امنيت و آسايشند، بر آيين شرك تعصّب دارند،] پس زمانى كه در كشتى سوار مى‏شوند [و در وسط دريا امواج خطرناك آنان را محاصره مى‏كند] خدا را در حالى كه ايمان و عبادت را براى او [از هرگونه شركى] خالص مى‏كنند مى‏خوانند، چون به سوى خشكى نجاتشان مى‏دهيم به ناگاه به آيين شرك روى مى‏آورند.
آیه شریفه می فرماید زمانی که این افراد به ساحل می رسند و نجات پیدا می کنند و مشکلاتشان به پایان می رسد، نه فقط از خداوند دور می شوند، بلکه برای او شریک قائل می شوند. گاهی اوقات انسان حاجاتی را از خدا می خواهد که خودش هم به خوبی می داند برآورده شدن این حاجات محال است؛ اما خدای مهربان که عالم به سرّ و باطن بشر است گاهی بدون این که انسان حاجت خود را حتی به زبان بیاورد و قبل از این که از خدا طلب کند، حاجت او را برآورده می کند.
وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ
این جزء اعتقاد ماست که خداوند آن‌چه را که انجام می دهیم و یا بر قلبمان می گذرد و یا در گذشته انجام داده و به دست فراموشی سپرده ایم می داند.

درباره ی فانوس کویر

همچنین ببینید

نظری اجمال به خطبه فدکیه از جهات مختلف

نظری اجمال به خطبه فدکیه از جهات مختلف *هنگامی که آفتاب درخشان محمدی(ص) بعالم لقاء …

شهادت امام هادی(ع) بر عموم شیعیان تسلیت باد

دل مهدی صاحب زمان از فراغ و شهادت جانسوز جدش آکنده از غم است. جدی …

زيارة الإمام الهادي عليه السلام

` 📖 زيارة الإمام الهادي عليه السلام ✨ ٱلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *