خانه / اسلايد / ماه مهمانی خدا ماه رحمت و مغفرت

ماه مهمانی خدا ماه رحمت و مغفرت

بسم الله الرحمن الرحیم
دوشم ز استان عنایت ندا رسید
کی دل به هوش باد که ماه خدا رسید
دست از هوس بشوی که ماه عبادت است
صدق و صفا بیار که وقت دعا رسید
ماهی بلند پایه که در شام قدر آن
آیات رحمت از حرم کبریا رسید
بر بام ماههای سعادت نشسته است
این طالع بلند ز فرّ هما ببین
ای بنده نا امید مباش از عطای حق
کز لطف کردگار نوید عطا رسید

« شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ »
ماه رمضان كه قرآن در آن نازل شده ، قرآنى كه سراسرش هدايتگر مردم است و داراى دلايلى روشن از هدايت مى‏باشد ، و مايه جدايى [حق از باطل] است.
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به تمام مسلمین جهان تبریک عرض می کنم.
خالق متعال برای هدایت بندگان پیامبرانی را مبعوث فرمودند که بعضی از آنان دارای کتب آسمانی بودند که از مجموع ۱۰۴ کتاب آسمانی؛ چهار کتاب، امهات کتب هستند، تورات، انجیل، زبور، و قرآن کریم که آخرین کتاب و حاوی تمام کتب آسمانی است .که همه در این ماه مبارک رمضان برای هدایت بشریت نازل شده اند
قرآن که آخرین و جامع ترین کتاب آسمانی برای هدایت و تکامل بشریت است در شب قدر نازل شد، و صحف ابراهیم نیز در شب اول ماه رمضان، و تورات در شب ششم، و انجیل درشب سیزدهم، و زبور در شب هفدهم، ماه مبارک رمضان نازل شده اند، که به عظمت این ماه برای هدایت و تقرب بسوی خالق هستی پی می بریم.

حضرت رسول اکرم(ص) در آخرین جمعه ماه شعبان ضمن خطبه ای فرمودند:
« یا أیها الناس انه قد اقبل علیکم شهر الله بالبرکه والرحمه والمغفره…»
(ای مردم همانا می آید بسوی شما ماه خدا با برکت و رحمت و مغفرت)
ماه پر خیر وبرکتی که نزد خداوند افضل الشهور و از بهترین ماههای سال است . شبها وایام و حتی ساعات آن بر شبها وروزهای ماهای دیگر افضلیت وبرتری خاصی دارد، و
ماهی که خوانده شده اید بسوی ضیافت خدا،
و گردیده اید در آن از اهل کرامت خدا، نَفَس های شما ثواب تسبیح دارد و خواب شما ثواب عبادت، عملهای شما مقبول و دعاهایتان مستجاب است. پس سئوال کنید از پروردگار خود به نیت های درست و دلهای پاکیزه از گناهان و صفات ذمیمه که توفیق دهد شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن در آن.
پس بدرستیکه شقی و بد عاقبت کسی است که محروم گردد از آمرزش خدا در این ماه عظیم …ماه خدا که از شریفترین ماهها است ماهی که درهای بهشت گشوده میشود و درهای جهنم بسته میشود در آن شبی است که بهتر از هزار ماه پس تأمل کن که چگونه خواهی بود در این ماه.
جملات فوق فرازهایی است از خطبه ای که پیامبر اکرم (ص) در آخرین جمعه ماه شعبان ایراد فرمودند، و نکات بسیار عمیقی در این خطبه شریفه نهفته است که ما تنها به چند نکته از آن اشاره می کنیم :
” شهرٌ دعیتم فیها الی ضیافه الله “
ماهی است که به میهمانی خداوند دعوت شده اید .چنانچه می دانیم ما همیشه میهمان خدا هستیم، پس چرا در این ماه بیان شده که شما به میهمانی خدا دعوت شده اید؟ !
شاید به این دلیل باشد که این ضیافت، ضیافت خاصی است، زیرا ما همیشه میهمان خدا هستیم و هر آنچه که از نعمتهای مادی ومعنوی در اختیار داریم همه از خدا است، ولی این ماه یک میهمانی خصوصی و از عظمت بالاتری بر خوردار است .
نکته بعدی: این ماه ماهی است که با برکت و رحمت ومغفرت است، یعنی رحمت واسعه خداوند در این ماه جلوه خاصی دارد.و با کرم خود سفره اکرام را برای بندگان گسترده است، تا از رحمت واسعه اش همگی بهره مند گردند.
پروردگار هستی بخش هم رحیم است وهم غفور، واگر انسان می خواهد مورد رحمت خدا قرار بگیرد باید قبل از آن شامل مغفرت خدا واقع گردد یعنی تا زمانی که تحت اسم غفار خداوند قرار نگیریم نمی توانیم تجلیگاه رحمت خدا گردیم .

حال چگونه تحت مغفرت خداوند متعال قرار بگیریم تا بتوانیم شامل رحمت خدا گردیم ؟ و این میهمانی چگونه میهمانیی است ؟
گفته شد ماه مبارک رمضان ماه مغفرت و برکت و رحمت خداوند است بطوری که نَفَس کشیدن وخوابیدن هم در این ماه از خیر و برکت خاصی برخوردار است . آیا این برکت شامل حال همه می گردد؟ آیا برای فردی مانند ابن ملجم که در لیله القدر ولیّ خدا را بشهادت می رساند و خود را به درک اسفل واصل می کند باز هم خیر وبرکت است ؟!
این ماه، ماه پر خیر وبرکتی است، اما انسان باید سعی کند خودش را تحت این رحمت ومغفرت الهی قرار دهد . ماه مبارک، فصل باران رحمت الهی است اما اگر کسی خود را در قفس مادیات حبس کند وپرده ها و حجابها را کنار نزند مسلما از این باران رحمت، و آن نور هدایت و فیض اسماء الهی نمی تواند استفاده کند .
پس انسان باید خود را مستعد الطاف و رحمت الهی قرار دهد تا بتواند تجلیگاه رحمت الهی گردد.
این ماه، ماه “ضیافة الله” است اما متأسفانه هنوز معنی این میهمانی به خوبی شناخته نشده است . می بینیم که اکثر انسانها در این ماه بیشتر توجهشان به غذا و افطار و سحریست در صورتی که همان گرسنگی و تشنگی برای خودسازی و تزکیه نفس است.
بزرگی می گفت: خداوند واجب کرد بر شما گرسنگی و تشنگی را تا آدم شوید. جالب این که روزه عبادتی است برای با تقوی شدن.
آری ماه مبارک رمضان فرصتی و وسیله ایست برای اینکه آدم شویم، بنده خدا شویم، و توشه ای برای آخرت فراهم کنیم، نه اینکه خود را با سریال های متعدد مشغول سازیم.و از دعاهای عظیم و پر محتوای سحرها خود را محروم نمائیم،
و فقط شب قدر برویم و با خواندن دعای جوشن کبیر، که حتی ممکن است معانی بیشتر آن کلمات و اسماء الله را هم ندانیم، و منتظر نزول ملائکه باشیم که تمام حاجتهای ما برآورده شوند.

آیا آماده این مهمانی هستی؟
هر کسی بر حسب میزبانی که او را دعوت می کند،خود را برای رفتن به مهمانی آماده می کند. بعضی از میهمانی ها بسیار ساده، و نیاز به استعداد و آمادگی خاصی ندارد، ولی برای حضور در بعضی از مهمانی ها انسان از مدتی قبل خود را آماده می کند چرا؟ چون دعوت کننده مهم است، و دعوت شده قصد دارد از بقیه مهمانان کمتر نباشد.

حال میزبان در این ضیافت کیست؟ و خصوصیات این میهمانی چیست؟
حضرت رسول (ص) از واژه ” دعیتم ” استفاده کرده اند یعنی شما به این میهمانی دعوت
شده اید کارت دعوت این میهمانی هم همان کتب آسمانی هستند که توسط پیامبران برای تعالی روح انسانها فرستاده شده، ودر آن کتاب آسمانی شما را به این ضیافت خدا دعوت کرده اند،
که درآیه ۱۸۳ سوره بقره می فرماید:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون
(اى اهل ايمان ! روزه بر شما مقرّر شده ، همان گونه كه بر پيشينيان شما مقرّر شد ، تا پرهيزكار شويد).آری این نکته قابل توجه است که حضرت می فرماید: در این ماه شما به میهمانی خدا دعوت شده اید، «دُعیتُم» (شما دعوت شده اید) برای این مهمانی، و کارت دعوت شما هم در کتاب قران، و این دعوت نامه بوسیله پیامبر(ص) بما رسیده است.
حال این دعوت نامه از طرف کیست؟ از طرف میزبانی است که صفات او در آخر سوره حشر چنین آمده است:
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۖ هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُ ﴿٢٢﴾
اوست خدايى كه جز او هيچ معبودى نيست ، داناى نهان و آشكار است ، او رحمان و رحيم است،
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٢٣﴾
اوست خدايى كه جز او هيچ معبودى نيست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عیب منزّه است، به کسی ظلم نمی کند، امنیت بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندی شکست ناپذیر که با اراده نافذ خود هر امری را اصلاح می کند، و شایسته عظمت است از آنچه شریک برای او قرار می دهند!
هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ ۚ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿٢٤﴾
او خداوندی است خالق، آفریننده ای بی سابقه، و صورتگری (بی نظیر) برای او نامهای نیک است، آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او می گویند، او عزیز و حکیم است!
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۖ هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُ «۲۲» هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ «۲۳» هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ ۚ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
آری دعوت نامه از چنین میزبانیست با این همه کمالات، که همه چیز دارد، یعنی کلید خزائن همه چیز در دست اوست.
میزبان این ضیافت، خداوند رحمان و رحیم و حکیم و حلیم و کریم و علیم و قادر و.رازق و… است واولین صفتی که می توان برای این میزبان در این مهمانی بیان کرد «کرم اوست». که در این ماه با جود و کرم خودش سفره ای معنوی برای بندگان خود گسترده است، وما را به این میهمانی دعوت نموده
این میزبان ( یعنی خداوند ) «توّاب» است . اما تو باید توبه کنی تا مشمول اسم توّاب خدا گردی ، یعنی خداوند توبه پذیر است اما باید تائبی باشد تا تواب بودن خدای تبارک و تعالی تجلی پیدا کند. صفت تواب صیغه مبالغه است در قبول کردن توبه . این خداوند بزرگ، «غفار» هم هست.
این خداوند «کریم، رحیم» است، و رحمت واسعه اش برای مؤمنی است که خود را مستعد دریافت این رحمت الهی کنند. و بیشترین چیزهای که بر سر این سفره معنوی وجود دارد همان ظهور اسماء الله الحسنی هستند، که صفات «تواب و رحمت و کرم عفو و مغفرت » خداوند در این ماه بیشتر تجلی پیدا می کند .
یکی دیگر از صفات میزبان «غنی» است آن هم غنای مطلق یعنی هر آنچه که بخواهی خزائن آن نزد اوست و کلید خواستهای مادی و معنوی در دست اوست.
و حضور، و رفتن و نرفتن بندگان هم هیچ تأثیری به کبریایی حضرت حق نمی کند اما حضرت حق دوست دارد بندگانش به این میهمانی بروند، حتی بندگانی که از مدتها درب خانۀ او را نزده اند .
خداوند دوست دارد که تو برای این میهمانی خودت را آماده کنی و با به دست گرفتن یک شاخه گل معنوی آمادگی خود را اعلام کنی و آن عطر صفای درون توست و آن یک نوع آمادگی برای ورود به ماه خدا است .
از جمله صفات این میزبان «جواد» بودن است که جواد یک صیغه مبالغه در رزق دادن است .   این میزبان، خدای رحمان و رحیم و ارحم الراحمین است .
خوب بنگر که تو می خواهی به چه ضیافت ومیهمانی بروی؟
و چه میزبانی تو را به این میهمانی دعوت کرده است ؟
حال اندکی از صفات میهمان بگوییم ؟ میهمان چه کسی است ؟
میهمان یک عبد ذلیل ، مسکین ، مستکین است ، الذی لا یملک لنفسه نفعا ولا ضرا و لا حیاه ولا موتا و لا نشورا “ مهمان بنده ایست، ذلیل، و بیچاره ای که حتی مالک نفس خود نیست، و نه نفعی و نه ضرری، و نه حیات و نه مرگ، هیچ چیز در اختیار او نیست، فقیر مطلق در تمام امور. حال ببینید که میزبان از چه عظمتی برخوردار است، و میهمان از چه حقارتی، میزبان غنی مطلق، و مهمان فقیر محض، که از خود هیچ ندارد، و حتی آنچه را که خیال می کند دارد آن هم مالکیت اعتباریست نه حقیقی!
اما با وجود تمام این عظمتی که میزبان دارد باز هم بندگان حقیرش را به میهمانی دعوت می کند و می فرماید :
بازا ، بازا ، هر آنچه هستی بازا            گر کافر وگبر و بت پرستی بازا
این  درگه ما درگه نومیدی نیست            صد بار اگر توبه شکستی بازا
اما این بار که می خواهی به میهمانی بروی، خودت را پاک کن و درون خود را تمیز کن و با توبه نصوح برو، برای این که بتوانی از این سفرۀ معنوی الهی بهره مند شوی و از فیض و برکت این ماه و اسماء الله استفاده کنی.
چون بیماری که به مهمانی برود هر چند سفره رنگینی گسترده شده باشد او بخاطر مرضش نمی تواند از این غذاها تناول کند.
این مهمانی معنوی ماه مبارک رمضان هم این گونه است ، باید خودت را از انواع امراض روحی مانند: «تکبر، غرور، خود خواهی و خودپسندی، و خود بزرگ بینی و کینه و بخل و…» خود را پاک کنی و شفا دهی. باید عبد شوی ، و باید با «قلب سلیم» و با خشوع و بنده وار به این مهمانی وارد شوی.
سعی کن که امسال با سالهای دیگر فرق کند، سعی کن خودت را از تمام گناهان پاک کنی، ومسلماً پاک شدن از هر گناهی توبه خاص خود را می طلبد چنانچه بیان می شود برخی از گناهان هستند که در ماه مبارک رمضان با وجود بارش باران رحمت الهی بازهم پاک نمی شوند، باید آثار گناه را با “رد مظالم” پاک کرد، اگر حق کسی بر گردنت است، غیبتی، تهمتی، سوءظنی نسبت به کسی داشته ای خود را محاسبه کن و برای او طلب آمرزش نما که زمان و مکانهای معین برای پاک شدن، واستجابت دعا مؤثر است.
لذا برکت این ماه مبارک برای کسانی است که آمادگی لازم را برای دریافت رحمت الهی داشته باشند ، چنانچه می دانیم این ضیافت و میهمانی زمان خاصی دارد و یک ماه معینی را خداوند برای این میهمانی قرار داده است نه اینکه هر کسی هر زمان که دلش خواست می تواند به این میهمانی برود.
یعنی اگر انسان معذور است (مسافر یا مریض) می باشد و بعد هم قضای آنرا بجا بیاورد و تکلیف از او ساقط شود، اما از رفتن به این مهمانی با کاروان صائمین که لحظات اذان مغرب را لحظه شماری می کنند. و منتظر نزول رحمت از میزبان هستند، او محروم است هرچند معذور باشد. چه برسد به کسی که بهر بهانه ای خود را از این لحظات و مهمانی پر فیض محروم کند.
آیة الله جوادی آملی می فرماید: گرچه روزه سخت و دشوار است، ولی لذت شنیدن ندای،
« یا ایها الذین آمنوا» خستگی روزه را از انسان می گیرد، با شنیدن این ندا عبادت بر ما سهل و روان می شود. اسلام روزه را برای ارتقای روحی و روانی بر پیروان خود واجب داشته و نه فقط در اسلام، بلکه دیگر آئین های الهی مثل یهودیت، و مسیحیت هم بنوعی روزه می گیرند. بلکه حتی در آئین های غیر الهی مانند بودیسم، و هندوئیسم نیز روزه و ریاضت های جسمی را برای تربیت جسم و روح پیروان خود ضروری می دانند.زیرا روزه برای بیماریهای روح و جسم بسیار مفید است.
آورنده کارت کارت دعوت
کسی که بین ما و خدا واسطه شده تا این کارت دعوت توسط پیامبر(ص) به دست ما برسد، بزرگترین فرشته خداوند حضرت جبرائیل (ع) است . پس بنگرید که این میهمانی از چه عظمتی برخوردار است ونیازمند است که انسان با یک استعداد وآمادگی خاصی در این مهمانی حضور یابد. .
از جمله استعدادت وآمادگی ها برای حضور در این میهمانی غسلی است، که در شب اول ماه مبارک، و تمام شبهای این ماه مبارک خصوصاً شبهای فرد، در اعمال مستحب وارد شده است .
غسل علاوه بر طهارت ظاهری، یک طهارت باطنی نیز می باشد، به همین دلیل حدث اکبر را با غسل پاک می کنند وحدث اصغر را با وضوء . لذا شایسته است که انسان به هنگام غسل کردن، نیت توبه از تمام گناهان و تمام افکار غیر خدایی را که در ذهنش بوده نیز مد نظر داشته باشد .
امام باقر(ع)فرمودند: «ان الله اشد فرحاَ بتوبة عبده من رجل اضلّ راحلته و زاده فی لیلة ظلماء فوجدها» (…خداوند بیشتر خوشحال می شود از [بازگشت] و توبه بنده اش، از مردی که گم کرده باشد مرکب و توشه خود را در شبی ظلمانی، و آنرا پیدا کند».
لازم است انسان تعجیل بر توبه نماید از گناهان کبیره و صغیره، و بداند که هیچ معصیتی کوچک نیست و تدارک کند آنچه بر ذمه او است در گذشته از واجبات و کفارات و رد حقوق و مظالمی اگر بر عهده او است قبل از حلول ماه رمضان.
در روایت است که خارج شد رسول الله(ص) در روز یکشنبه ای از ماه ذوالحجه و فرمود:
«یا ایهاالناس فمن منکم یرید التوبه؟» (ای مردم چه کسی از شما توبه می خواهد؟) راوی می گوید: مردم گفتند همه ما توبه می خواهیم ای رسول خدا، حضرت فرمود: غسل کنید و وضو بگیرید، و چهار رکعت نماز بخوانید، و در هر رکعت «یک مرتبه سوره حمد و قل هوالله احد سه مرتبه و معوذتین را  یک مرتبه » و سپس استغفار کنید هفتاد مرتبه، و ختم کنید استغفار را به «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العزیز» پس بگویید: یا عزیز و یا غفار اِغفر لی ذنوبی و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات و انه لا یغفر الذنوب الا انت» ظاهرا این استغفار و دعا بعد از نماز است.
و رسول خدا(ص) فرمود: کسی از امت من نیست که این عمل را بجا بیاورد، مگر اینکه ندا داده می شود از آسمان، ای بنده خدا عمل از سر بگیر، و خلاصه حدیث آنست که هر کس آن را بجا آورد توبه اش مقبول و گناهانش آمرزیده شود و خصماء او در روز قیامت از او راضی شوند و با ایمان بمیرد، و دینش گرفته نشود و قبرش گشاده و نورانی گردد و والدینش از او راضی گردند و مغفرت شامل حال والدین و ذریه او گردد و توسعه رزق پیدا کند و ملک الموت با او در وقت مردن مدارا کند و به آسانی جان او بیرون شود.
شخصی از حضرت رسول(ص) پرسید اگر کسی این عمل را در غیر این ماه انجام دهد؟، فرمود: همان طور است پس این عمل و توبه برای هر زمانی مناسب است چه بهتر برای آمادگی به ماه مبارک رمضان باشد. آری به مهمانی پروردگار عالمیان رفتن با توبه نصوح و اخلاص، تا از فیض و رحمت الهی، و شبهای قدر برای ظلمات قبر توشه ای فراهم کنیم.

گناهکار در قفس است
بزرگی می گفت: گناهانتان شما را در قفس حبس کرده، استغفار کنید، و با تضرع و عبادت خود را از این قفس که برای خود قرار داده اید نجات دهید.
گنهکار بدهکار است باید گرو بپردازد تا آزاد شود، گرو جان انسان است. امام علی(ع) می فرماید: « من ترک الشهوات کان حراً »  آزاد کسی است که شهوت هایش را ترک کند. یعنی کسی که اسیر شهوات است در حقیقت نفس او زندانی است. و آزاد شدن از دشمن درونی مهم تر از رهائی از دست دشمن بیرونیست، انسان آزاد به غیر خدا نمی اندیشد.
پس بیائید از دلم می خواهد، هجرت کنیم و به آنچه خدا می خواهد سر تسلیم فرود آوریم. از بندگی غیر خدا به بندگی خدا در آئیم، زیرا از برجسته ترین وظایف ماه رمضان ، آزاد
شدن و رهیدن است.
لذا بیایید قفس ها و میله های آهنین را که با دست خود ساخته ایم بشکنیم ! راه آزادی، استغفار و طلب آمرزش است. پس با یک توبه نصوح جامه گناه را از تن به در کرده و لباس تقوا را به تن کن و لباس تقوا لباسی است که انسان باید به مرور برای خود تهیه کند و مانند لباس ظاهری آسان بدست نمی آید و انسان باید با مجاهدت، و مراقبت از قبل آن را آماده کند زیرا تهیه این لباس سرمایه معنوی خاصی می طلبد .
لذا شایسته است که انسان با توبه کردن و خواندن ۴ رکعت نماز توبه خود را از تمام گناهان وصفات و اعمال بدی که در طول ۱۱ ماه مرتکب شده تخلیه کند و از خدا بخواهد که او را ببخشد و قلب او را از کدورت ها پاک کند. که اگر اینچنین شد انسان آمادگی لازم برای ورود به این میهمانی را پیدا می کند، و زمانی که وارد این میهمانی و ضیافت شد به همراه سایر میهمانان رحمت خدا انشاء الله شامل حال او نیز خواهد شد .
« روزه پرهیزکاری و قرب الهی است برای این است که شاید پروا پیشه کنید » . تقوی و تسلط بر نفس کمترین تاثیر عبادت است. پس سعی کن عصبانی نشوی ، و با آرامش و سکون و خشوع خود را در محضر خدا و با مهمانان خاص الهی تصور کن.
سعی کنیم در این ماه تمام کینه ها را به دست فراموشی بسپاریم وصله رحم را حتی با یک تماس تلفنی به جا بیاوریم قلبهایمان را پاک کنیم تا قلب ما تجلیگاه رحمت الهی گردد.
و یا با یک پیام برای ارحام و دوستان و آشنایان آنها را شاد و کدورتها را برطرف نما.
یکی از ثمرات روزه تقویت اراده است، پس اراده کنیم با صفا شویم، و همه را دوست بداریم، و آینه فکر و شعورمان را پاک کنیم تا بتوانیم حد اکثر استفاده را از این ضیافت ببریم که اگر اینچنین شد دیگر انسان دلش نمی خواهد که این میهمانی به پایان برسد.
پس ثمره روزه تقوی است می خواهی بدانی چقدر روزه ات مورد قبول حق واقع شده خودت ببین چقدر با تقوی تر شده ای واین هم مقدمات می خواهد.و باید این استعداد را در خودت ایجاد کنی، پس از درون خود را پاک کن کینه ها، کدورت ها، سوء تفاهم ها همه مانند دودی غلیظ بر قلب انسان سایه افکنده و مانع تجلی نور الهی و استفاده از الطاف ربانی می شوند. دیگران را ببخش تا خدا تو را ببخشد.
سعی کن چند فقره از دعای ابوحمزه را در سحرها بخوانی و توجه کن امام سجاد(ع) چگونه با خدا مناجات می کند و می فرماید: « خدایا اگر مرگم نزدیک شده و کردارم مرا بتو نزدیک نکرده، من اعتراف به گناهم را وسیله عذر خویش به درگاهت می دهم».
خدایا اگر درگذری کیست سزاوار تر از تو به گذشت ، و اگر عذاب کنی پس کیست که در حکم، عادل تر از تو باشد. رحم کن در این دنیا به غربتم و هنگام مرگ به غمزدگیم، و در قبر به تنهائیم و در لحد به وحشت و بی کسیم، و هنگامی که در برابرت به پای حسابم آورند به خواری جایگاهم رحم کن. و بیامرز برای من آنچه از کردارم برای مردم پوشیده مانده و ادامه بده برایم آنچه را ستر کردی (پوشاندی).
و در آن حال که در بستر مرگ افتاده و دستهای یاران، مرا به این سو و آن سو کنند بر من رحم کن و در آن حال که روی سنگ غسالخانه دراز کشیده ام و همسایگان شایسته ام مرا به اینطرف و آنطرف می گردانند بر من تفضل کن و هنگامی که خویشان اطراف جنازه ام را بر دوش گرفته اند با من مهربانی فرما. و هنگامی که تک و تنها در میان گودال قبر بر تو وارد شوم بر من بخشش کن و به غربت من در آن خانه تازه، ترحم کن ، بطوری که بجز با تو اُنس نگیرم یا سیدی اگر مرا به خودم واگذاری هلاک گردم.
خدایا دلهای ما را به نور ایمان و علم قرآن منور بفرما.

قرأت و اُنس با قرآن
ماه مبارک رمضان ماه نزول قرآن است و نیز ماه بهار قرآن می باشد. 
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ
ماه رمضان كه قرآن در آن نازل شده ، قرآنى كه سراسرش هدايتگر مردم است و داراى دلايلى روشن از هدايت مى‏باشد ، و مايه جدايى [حق از باطل] است .
باید سعی کرد وجود خود را با قرائت قرآن کریم در این ماه مبارک عطرآگین کرد ولی باید تلاوت قرآن همراه با تأمل وتدبر باشد، تا اینکه قرآن به قلب تأثیر کند حتی اگر یک آیه باشد، تا از هدایت قرآن بهره مند شد. در قرآن مجید می خوانیم :
بسم الله الرحمن الرحیم
(شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ)
([اين است] ماه رمضان كه قرآن در آن نازل شده ، قرآنى كه سراسرش هدايتگر مردم است و داراى دلايلى روشن از هدايت مى‏باشد ، و مايه جدايى [حق از باطل] است)
در شهرالله و در ضیافت الله با کلام خدا و قرآن کریم بیشتر اُنس بگیریم و وقت بیشتری برای قرائت و فهم قرآن قرار دهیم .

بهار قرآن
هر چیزی بهاری دارد وبهار قرآن در ماه مبارک رمضان است , و اکنون که این سفرۀ معنوی گسترده است، امید است که از آثار معنوی این ماه مبارک بهره هایی فراوان نصیب ما گردد، و حال که بهار قرآن است انشاء الله از معنویات و باطن قرآن استفادۀ بیشتری ببریم.
بحمدالله مسلمانان با قرآن اُنس دارند خصوصاً در این ماه مبارک که ماه نزول قرآن است اما برای استفاده بیشتر از باطن و معنویت قرآن، کسی که قرآن کریم را تلاوت می کند وظایفی چند دارد که به مهمترین آنها اشاره می شود.

استعاذه قبل از قرائت قرآن
بما دستور داده اند که قبل از قرائت قرآن استعاذه بگوييم یعنی باید شیطان را از خود دور کرد، و نیز مبارزه با شیطان درون که همان نفس امارۀ است. چون شیطان بوسیله نفس امارۀ بر آدمی تسلط می یابد، و از رسیدن به حقایق او را محروم می کند. خداوند می فرماید:
(لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ )
البته مطّهرین و آنهائی که میتوانند حقیقت و باطن قرآن را لمس کنند ائمه اطهار هستند، اما بقیه افراد در این طهارت درجات دارند ، اول اینکه انسان با طهارت ظاهری و وضو برای تلاوت قرآن آماده شود.
ولی مهم طهارت درون است که انسان درون خود را از آلودگی های فکری و اخلاقی پاک کند تا از وسوسه های شیاطین انس و جن و نفس امارۀ، در امان بماند. و سعی کند با قلبی صاف و از رذایل اخلاقی پاک به تلاوت قرآن بپردازد، تا اینکه بتواند قرآن را بهتر درک، و با انوار کلام الهی خود را نورانی کند.

توجه و ترقی
و آن تلاوت با حضور قلب و توجه به سوی قبلهء حقیقی است، تا به هنگام تلاوت قرآن کلام خالق سبحان را از خداوند منّان بشنود. قرآن هُدًى لِّلنَّاسِ است هدایت برای همه مردم، اما مردم باندازه سعه وجودی خود از نورانیت قرآن بهره مند می شوند، گرچه حتی نگاه به قرآن هم عبادت است اما با رعایت آداب تلاوت در قرآن، انشاء الله به بهره و درک معارف بیشتری نائل می شود. و این که در قیامت میگویند «اقرأ و ارقی » آن قرائتی است که انسان قرآن را بخواند و بفهمد و عمل کند. بنابراین اگر انسان یک آیه را بخواند و عمل کند این آیه برای انسان هم در دنیا و هم در آخرت مفید و نور خواهد بود.

آداب تلاوت قرآن :
۱ـ حضور قلب
قاری باید به هنگام تلاوت قرآن خودش را در محضر خدا ببیند، و فقط به کلام الله بیندیشد، و ما سوی را فراموش کند و همه همّ و غمّ زندگی را از یاد ببرد.
۲ـ تدبّر در آیات قرآن
تدبّر معنائیست غیر از حضور قلب، زیرا ممکن است انسان به هنگام قرائت قرآن افکار دیگری در قلبش خطور نکند و حضور قلب هم داشته باشد ولی تعمق در آیات نداشته باشد، چنین شخصی حضور قلب دارد ولی تدبّر ندارد. از این رو علاوه بر حضور قلب باید در آیات قرآن تدبّر و تعمّق داشت، که مقصود اصلی از قرائت قرآن همان تدبّر است چنانکه قرآن کریم می فرماید:
«افَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ»
(چرا در قرآن تدبّر نمی کنند؟ آيا به قرآن [عميقاً] نمى‏انديشند ؟)
و می فرماید:
«وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا »
(قرآن را با وقار و طمأنینه بخوان)
ترتیل به انسان فرصت می دهد که در آیات آن تعمّق کند، لذا امر شده که قرآن با «ترتیل» خوانده شود. و در حدیثی حضرت رسول اکرم(ص) می فرماید: عبادتی که از روی فهم نباشد سودی ندارد و قرائتی که در آن فکر و تأمّل نباشد سودی ندارد. و نیز گفته شده که تکرار یک آیه تأثیر روانی عجیبی در تدبّر و تعمّق قرآن دارد.

۳ـ تفهّم معانی قرآن
قاری قرآن به هنگام قرائت قرآن از هر آیه ای باید معنائی را که شایسته آنست دریابد، زیرا قرآن کریم شامل معارف بسیاری از «صفات حق تعالی، حالات پیامبران، سرگذشت مؤمنین و کفار، و حالات فرشتگان، اوامر و نواهی خداوند متعال ، بهشت و جهنم، پندها و حکمتها و وعده و وعیدها» می باشد، و لذا قاری قرآن باید در این معانی دقیقاً بیندیشد تا اسرار و دقایق و حقایق آن بر او آشکار گردد.
و کسی که به هنگام خواندن و شنیدن قرآن کریم معنای آنرا نفهمد و حتی از حداقل معنی و مفهوم آن محروم باشد، بهره چندانی از قرائت خود نخواهند داشت. و نیز کسانی که معنای آیات را می فهمند اما انکار کرده و به آن عمل نمی کنند مشمول این آیه خواهند بود:
«أُولَـئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ»
(آنها کسانی هستند که خداوند بر دلهایشان مهر زده است ).
ما کلمات را با چشم می بینیم ، و با زبان میخوانیم, و با گوش میشنویم اما تدبر کردن کار «قلب» است. اگر آیات قرآن بر قلب انسان اثر نکند و از حقایق قرآن استفاده نشود قرآن می فرماید: اینها کسانی هستند که «طبع الله علی قلوبهم» چرا ؟ چون روی قلب اینها پرده ای (از غفلت و جهل و شبهات و انکار حق ) قرار گرفته شده اینها حقایق را نمی فهمند بنابراین اینها کسانی هستند که خداوند بر قلب اینها مهر زده .
قبلا اگر میخواستند کسی به یک جای معینی وارد نشود بر در آن مكان مهر میزدند، همنطور گاهی بر قلب بعضی مهر زده شده «طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ» و کسانی که فقط اکتفا به کلمات و ظاهر قرآن دارند و در آن تدبّر نمی کنند، خداوند باز هم میفرماید
«اَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا »
( چرا در پیرامون آیات قرآن تدبر نمی کنند ؟ مگر بر دلها قفل زده شده است )
پس اگر کسی در قرآن تدبر نکند، آیات قرآن بقلب او تأثیر نمیکند (ایا بر قلب ها قفل است؟)

علت نرسیدن به فهم قرآن چیست؟
بسیاری از مسلمانان از فهم قرآن محروم هستند ( بیان یک مسئله فقهی ) بعضی انسانها مقصر و بعضی قاصرند، کسانی که قاصرند آنها مستضعف هستند، اما آنهائی که با وجود امکانات، تعلیم و فراگیری علوم قرآن، خود کوتاهی کنند آنها مقصرند و چه بسا مسئول باشند.
الفاظ و کلمات و آیات، جسم قرآن اند، اما روح قرآن ، آن حقیقت قرآن، و معانی وسیعی است که در درون این کلمات است، قرآن بعنوان نامه ای از طرف خداوند است، که بوسیله جبرائیل امین به حضرت رسول اکرم(ص رسیده ، و او هم در مدت بیست و سه سال برای بشریت بیان کرده است. لذا اول انسان باید کلمات را بخواند و معنا را درک کند، بعد توجه کند که این کلمات را کأنه حضرت رسول(ص) القا میفرماید ,
و در مرحله بالاتر کأنه خداوند دارد با ما سخن می گوید، پس وقتی میفرماید (یا ایها الذین آمنوا ) اگر من مؤمن هستم پس باید خود را مخاطب بدانم ، ,( یا ایها الناس ) من جزء ناس و مردم هستم، پس مخاطب من هستم و باید منتظر باشیم که چه میخواهد به ما بگوید .
بهتر است انسان در حال تلاوت قرآن، از ما سوی الله افکار خود را فارغ نماید، یعنی توجه کند که خداوند با او صحبت می کند این تمرین میخواهد . بنظر من اگر انسان آیات کمتری را بخواند ولی با تدبر و تامل، بهتر باشد. و هنگام خواندن قرآن توجه فقط به کلام الله باشد یعنی با حضور قلب توجه کند کی با شما حرف میزند، و تدبر در این کلمات که چه میخواهد بگوید، و در پی اجرای دستور الهی باشد.
حضرت پیامبر(ص) میفرماید: (لا خیر فی عباده لا فقه فیها ولا خیرفی قراءة لا تدبر فیها) عبادتی که از روی فهم نباشد سودی ندارد مثلا نماز را میخوانیم بدون اینکه بفهمیم چه می گوییم، هرعبادتی که انجام میدهیم اگر نفهمیم، و از روی تدبر و توجه نباشد، از روی فهم نباشد سودی ندارد. و در قرائتی که در آن تدبر نباشد خیری نیست درست است که از رو خوانی قرآن ثوابی کسب میکنیم ، اما خیر در كاري است که در انجام آن فایده و نوری باشد و بر تکامل و سعه وجودی قاری تأثیر گذارد. پس هر عبادتی که از روی فهم نباشد سودی ندارد، و در خصوص قرائت فرمود: قرائتی که در آن فکر و تأمل نباشد سودی ندارد و یا کم بهره است.
حضرت رسول(ص) انسان کامل، که اسوه و الگو است برای بشریت، و از تمام پیامبرانی که خداوند برای بشریت مبعوث فرمود، بالاتر و کاملتر، و نیز کتاب او، قرآن جامع تمام کتابهای آسمانی است.
زيرا که صد و چهار کتاب، توسط صد و بیست و چهار هزار پیامبر برای هدایت بشریت از سوی پروردگار نازل شده که آخرین آنها، قرآن مجید است که شامل و جامع همه این کتب آسمانی میباشد، و بوسیله شخصی به نام محمد بن عبدالله(ص) که خداوند ایشان را بر گزید و به آن درجۀ ای رساند که اکمال دین و تکامل بشریت بوسیله این پیامبر عظیم الشأن اجرا شود.
قرآن شفا است
قرآن شفاست، نه فقط شفای جسم، بلکه شفای روح و روان است. هر آیه أي از قرآن خاصیت عام، و یک خاصیتی خاص دارد . بنابراین اگر انسان قرآن را با تأمل بخواند و بفهمد که قرآن چه میگوید، و با توجه به اینکه این کلمات نازل شده از طرف خداست و خداوند چه می خواهد به بندگانش بگوید، آنگاه خواهد دید که یک آیه قرآن چه تأثیری در زندگی خواهد داشت.
بنابراین اگر کسی با حضور قلب، و تزکیه نفس، به عمق و باطن قرآن برسد بر سعه وجودی او تآثیر می کند. لذا در تکرار ایات با تدبر، تأثیر روانی عجیبی نهفته است.
در حدیثی اباذر می فرماید: شبی رسول اکرم(ص) را دیدم که برای عبادت برخاست و در اثنای قرائت قرآن این آیه را چندین بار تکرار کرد.
(إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}
این آیه چه بود؟ آیه ۱۱۸ سوره مائده بود آنجا که خداوند به حضرت عیسی فرمود: «شما گفتید من و مادرم را دو إله قرار دهید؟  حضرت فرمود اگر من گفتم شما خبر دارید» [البته خداوند میداند که او نگفته است. اما وقتی یک مسیحی این آیه قرآن را بخواند می فهمد که نه خدا گفته حضرت عیسی را إله قرار دهید و نه خود حضرت عیسی این را گفته است] پیامبران مانند پدران روحانی هستند و از پدران و مادران مهربانترند، چون انان دست انسان را میگیرند و میخواهند او را به سعادت دنیا و آخرت برسانند و حضرت عیسی در این آیه می فرماید: خدایا
(إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}
(پروردگارا ! اگر آنها را عذاب کنی , آنها بندگان تو هستند و اگر آنها را بیامرزی تو عزیز و حکیم هستی).
خداوند یک قانونی دارد که ای انسان تمام وسائل هدایت به تو داده شد، از جمله دو حجت ظاهر و باطن،( عقل را برای تمییز حق از باطل، و نیز پیامبرانی فرستادم ) و اگر انسان طبق قانون پروردگارش پیش برود به فلاح و رستگاری و سعادت می رسد.
حضرت عیسی می فرماید: خدایا اینها گناه کرده اند و اگر تو اینها را عذاب بدهی اعتراضی نیست اینها بندگان تو هستند، اما اگر انها را بیامرزی تو عزیز و حکیم هستی.
و حضرت رسول(ص) این آیه را بسیار تکرار میکردند برای امت خویش، در حقیقت دعا میکردند برای امت ، خدایا اگر آنها را عذاب کنی، آنها بندگان تو هستند و اگر آنها را بیامرزی تو عزیز و حکیم هستی ) پس با تدبر در قرآن، و توجه به معانی کلمات و اسماء الله مثل «عزیز» و «حکیم، از ظاهر آیات به بُعد عمیق تری توجه می شود.
زیرا قرآن ظاهری دارد و باطنی بلکه تا ۷۰ بطن برای قرآن بیان کرده اند که باید هر کسی سعی کند تا اندازه ای به حقایق و لطائف قرآن برسد. و با طهارت ظاهر و باطن، و با توجه به عمق ظاهر الفاظ ، انشاءالله به حقایقی خواهد رسید.
۳ـ تفهم معانی قرآن
بسیاری از برادران اهل سنت قرآن را با فصاحت و بلاغت میخوانند و چه بسا بسياري از انها حافظ قران هم باشند، ولی آیه ولایت را نتوانستند بفهمند ، یا اینکه فهمیدند ولی ان طوری که خودشان خواستند تفسیر نمودند .

پس برای رسیدن به معارف قرآن، قاری قرآن باید بدون تعصب در این معانی دقیقا بیندیشد چرا ؟ تا اسرار و دقایق و حقایق قرآن بر او آشکار گردد ,اگر انسان تفهم و تأمل در این حقایق نکند نمی تواند آن اسرار را بفهمد.
زیرا معانی وسیعتر از الفاظ، و مصادیق وسیعتر از مفاهیم هستند، باید فهم معانی را درست درک کرد و این بدون کسب معارف و سعی و کوشش امکان پذیر نیست.
مواضیع قرآن:
۱- تفسیر موضوعی : قران به مواضیع بسیاری پرداخته است ، بعضی ایات احکام هستند و بعضی آیات از سرگذشت پیامبران، و بعضی آیات نیز اشاره به اسماء و صفات خداوند دارند. تفسیر موضوعی این است که یک مفسر موضوع معینی را انتخاب، و از اول قرآن تا آخر قرآن هر آیه ای که متعلق به آن موضوع است جمع آوری و در کنار هم تفسیر و بیان میکنند.
مثلا موضوع ما «الله» است، اسماء و صفات خداوند و توحید، یعنی خدا و ارتباط ما با خدا (توحید و موحد حقیقی) و به تجلی اسماء در قرآن می پردازیم. پس باید خدا را شناخت تا با او ارتباط بر قرار کرد .
ابن مسعود می گوید هرکس بخواهد علوم اولین و آخرین را به دست آورد , قرآن بخواند و در قرآن تأمل کند چنانکه قرآن کریم می فرماید :
(قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِّكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا)
(بگو اگر دریاها مرکب باشد تا کلمات پروردگارم با آن نوشته شود , آب دریاها تمام می شود و کلمات پروردگارم تمام نمی شود اگر چه مثل همین دریاها بر آنها افزوده گردد)
و چون خداوند وجودی نامتناهی است پس کلمات خداوند تناهی ندارند، پس آنطور نیست که انسان قادر باشد به آسانی به معارف و حقایق و لطایف قرآن برسد .
راه رسیدن به معارف قرآن
حضرت رسول(ص) فرمود : ( انا مدینه العلم و علی بابها ) علی(ع) باب مدینه علم است. و آن شهر علم همان «معارف قرآن و دین است، و معرفتی که برای رسیدن به حقیقت مبدأ و معاد» باید بدست آورد.
حضرت می فرماید: برای رسیدن به معارف قرآن و حقیقت الهی باید به وسیله ائمه معصومین که ثقل دوم قرآن هستند برسی، زیرا قرآن و عترت رسول(ص) با هم هستند و از هم جدا نمی شوند، چون اگر انها را از هم جدا بدانید به حقیقت نخواهید رسید.
امام علی(ع) بعد از حضرت رسول(ص) انسان کامل و معصوم، و ولی الله است، که عارف علوم اولین و آخرین می باشد و اوست که می فرماید :
«لو شئت لأوقرت سبعین بعیرا من تفسیر فاتحة الکتاب »
( اگر بخواهم هفتاد بار شتر در تفسیر سورۀ فاتحه الکتاب می نویسم )
مگر فاتحه الکتاب چیست ؟ ما روزی حداقل ده بار سوره حمد را در نماز تکرار میکنیم. اما چوقت میخواهیم به حقیقت سوره حمد برسیم ؟! اگر کسی قرآن را بخواند به قصد اینکه بفهمد خداوند به اندازۀ سعه وجودی اش به او عنایت خواهد کرد. و حتی از میان اصحاب رسول اکرم(ص) و امام علی(ع)، آنانی که توانستند به حقیقت معارف الهی برسند افراد کمی بودند، و همه آنها نیز در یک سطح نبوده اند مثلا سلمان با اباذر در یک سطح نبودند .
چوقت به فهم قرآن میرسیم ؟
انسان باید سعی کند که وقتی نماز میخواند بفهمد سوره حمد چه میگوید , یا در مورد اسماء الله چرا جایی می فرماید «تواب الرّحیم» و در جای دیگر «عزیز حکیم» و در جائی «ارحم الراحمین» و در جائی «اشد المعاقبین»، باید به مسئله توحید و اسماء و صفات خدا در قرآن توجه کرد.
بسیاری از مردم مسلمان به دلایلی از فهم قرآن محروم هستند، و قاری قرآن باید این موانع را از پیش پای خود بردارد , این موانع حجاب هایی هستند که بر دلهای بنی آدم ایجاد گردیده و آنها از اسرار نهفته در قرآن محرومند. مثلا در قرآن می خوانیم:
«فَمَنْ یَّعْمَلْ مِثْقَالَ  ذَرَّةٍ خَیْرًا یَّرَہ(٧) وَمَنْ یَّعْمَلْ مِثْقَالَ  ذَرَّةٍ شَرًّا یَّرَہ»
(پس هرکس به اندازۀ ذره ای کار نیک انجام دهد آن را خواهد دید ، و هر کس به اندازۀ ذره ای کار شر انجام دهد آن را خواهد دید)
لذا با توجه به همین یک آیه آیا کسی در دنیا بدی می کند ؟ بلکه هر شخصی سعی میکند که عمل خیری را انجام دهد، حمالها در حمل بار با هم منافسه میکنند چون حمل بار اجرت دارد . اما متاسفانه ما به اجرت از طرف خداوند متعال فکر نمی کنیم اگر این آیه قرآن را با توجه و تدبّر بخوانیم و باور کنیم و بدانیم که انجام دهنده هر کار خوبی، اجرش را از خدا میگیرید، آیا همه با خدا معامله نمی کنند؟
پس به هنگام قرائت قرآن هر عضوی وظیفه ای دارد و باید از تلاوت بهره مند شود: وظیفه زبان اینست که الفاظ را صحیح تلفظ کند، وظیفه عقل آنست که معانی دقیق و عمیق آنرا در یابد، و وظیفه قلب آنست که از قرآن پند گیرد، و اوامرش را اطاعت، و از نواهی آن اجتناب نماید. الحمدلله رب العالمین
قرآن برای هدایت است
(شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ)
این آیه هم اشاره به ماه رمضان ماه نزول قرآن دارد، و هم هدف از آن، که هدایت برای مردم و بینات بین حق و باطل است. در بارۀ آداب تلاوت قرآن، و حضور قلب و تدبر در آیات، و التفات به معانی آیات قرآن.اشاراتی شد. ولی باید به عظمت قرآن پی برد و از نور قرآن استفاده کرد؛ و ماه مبارک رمضان بهترین وقت برای کسب معرفت قران و تقرب بسوی خدا است .
معرفت به عظمت قرآن
اگر عظمت قرآن درک شود، زمانی که چشم انسان به مجموعۀ که در میان دو جلد قرآن قرار گرفته است بیفتد، از عظمت و هیبت قرآن به لرزه می افتد ولی چون قرآن مرتب در دسترس است، اکثر مردم معرفت و عظمت این کتاب آسمانی را کمتر می دانند و به قرآن مانند یک کتاب عادی می نگرند یا کمی بالاتر. اما خداوند می فرماید:
«لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ ۚ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»
(اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مى‏كرديم ، قطعاً آن را از ترس خدا فروتن و از هم پاشيده مى‏ديدى . و اين مثل‏ها را براى مردم مى‏زنيم تا بينديشند )
درجات قاریان قرآن
برای قاریان قرآن سه درجه است:
۱ـ کمترین حدّ اینستکه قاری توجه کند که من قرآن می خوانم و خدایم می شنود، او مرا می بیند و به سخنانم گوش می دهد. لازمه این مرحله از تلاوت قرآن عرض ادب، و دعا و تضرع به پیشگاه خدای قادر متعال است.
۲ـ حد متوسط آن اینستکه قاری با چشم دل مشاهده کند که خدای تبارک و تعالی به او می نگرد، با الطاف بیکران و عنایات بی پایانش او را مورد توجه قرار می دهد، با او سخن می گوید و با فضل و کرم و احسانش با او رفتار می کند. لازمه این مرحله از تلاوت قرآن، حیاء و تعظیم و تسلیم در برابر او، و استماع کلام حق، و فهم معارف عالیه آنست.
۳ـ والاترین مرحله از درجات قاری قرآن اینست که به هنگام تلاوت قرآن از الفاظ دُربار آن، صفات والای خدای متعال را مشاهده کند، و به خود و قرائت خود توجه ای نکند و حتی به نعمتهای الهی بعنوان نعمتهای دنیوی توجه نکند، بلکه همه توجه و اهتمام خود را صرف تدبّر در عظمت خالق متعال و نازل کننده آن سخنان پر ارج نموده، غرق مشاهده انوار الهی و کسب فیض از فیوضات بیکران حق تعالی شود و این درجه مقربین است که امام صادق(ع) از آن خبر داده می فرماید:
«لقد تجلیَّ الله لخلقه فی کلامه و لکنهم لا یبصرون»
(خداوند در سخنانش خودش را بر بندگانش متجلی ساخته است ولی مردم آنرا درک نمی کنند).
اولین چیزی که باید به آن توجه کرد اینکه قرآن نامۀ رب العالمین است، نامۀ از خداوند متعال، نامه ای از رب همۀ موجودات عوالم وجود، بوسیلۀ حضرت جبرائل که بزرگترین ملک مقرب است، و بواسطۀ حضرت رسول(ص) که انسان کامل است به ما رسیده است.
خداوند صد و بیست و چهار هزار پیامبر برای هدایت بندگان فرستاده اند، که پنج تن از آنان پیامبران اولوالعزم هستند، حضرت نوح، حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حضرت عیسی و آن که از همۀ پیامبران عظمت بالاتری دارد آخرین آنها حضرت محمد بن عبدالله رسول الله(ص) می باشد.
و نیز صد و چهار کتاب برای هدایت بشر نازل کرد که مجموع محتوای همه این کتابها در قرآن است. که اگر حقایقی از اسماء الله را درک کردیم، میتوانیم بفهمیم که چرا از بین پیامبران اولوالعزم حضرت پیامبر(ص) عظمت بالاتری دارد، و اکمال دین و اتمام نعمت بوسیله او، و کتاب آسمانی قرآن صورت گرفت.
بهر حال باید توجه کرد که هنگام قرائت قرآن، نامۀ محبوب را میخوانیم، آن کلام از طرف خداوندی است که وجود مطلق است ، کلام از خداوند کریم، قرآن هم کریم است ، و بوسیله ملک مقرب و مکرم نزد خداوند، و بوسیله پیامبری که به کرامت و عظمت و بزرگی معروف است بما رسیده است. البته ما مقام حضرت پیامبر(ص) را نشناخته ایم و ارادتی که به ائمه اطهار داریم به حضرت رسول(ص) نداریم این هم از کمی معرفت ما است.
بنابراین هنگام نظر به قرآن یا قرائت آن، باید به عظمت فرستنده وحی، و آورنده وحی و کلام خداوند توجه کرد، یعنی به عظمت فرستنده و عظمت گیرنده و به خدا و رسول خدا توجه داشت. پس باید با خشوع و با توجه کلمات را تلاوت کرد که متأسفانه ما در نماز هم خشوع نداریم در حالی که نماز قرآن است و قرآن نماز است .
با قرائت الفاظ قرآن نمی توان  تمام معانی و لطایف قرآن را فهمید حتی اگر کسی زبان عربی را هم بلد باشد. مثلا هنگامی که تلاوت می کنیم:
« إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ﴿١﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ »
ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم ، و خداوند می فرماید: تو چه مى‏دانى شب قدر چيست ؟
.که اشاره به عظمت قرآن و لیلة القدر و اسرار نهفته در آنهاست. که اگر این حقایق آشکار شوند، عظمت قرآن را بیشتر درک می کنیم. اصل حقیقت قرآن از نزد خداوند است و این کلماتی را که ما می بینیم صورت نازل شده کلام خداوند می باشد.
بنابراین قرآن یک وجودی دارد در این عالم، و نیز در عوالم دیگر وجوداتی دارد که همینطور نازل، و رقیق شده تا این که به کلام بشر درآمد که ما بتوانیم این کلام را بفهمیم .
ممکن است درک این معانی آسان نباشد، که قرآن را وجودات متعدد است، اما خود انسان آیا همین جسم است؟ و یا دارای ابعاد دیگری، مانند روح و روان و عقل و قلب می باشد. که هنگام خواندن قرآن، چشم می بیند، و زبان تلفظ میکند و گوش می شنود. اینها حواس ظاهری هستند ولی ما ابعادی دیگری داریم از جمله عقل است که این بُعد، نعمت بزرگی است که خداوند به بشر عطا فرموده است، ولی متأسفانه به آن توجه نمی شود.
بعنوان مثال اگر به کسی بگویند بی عقل است یا عقلش را از دست داده است، ناراحت می شود در حالی که تعداد زیاد از انسانها از عقل سلیم استفاده نمی کنند و خداوند هم می فرماید: «اکثرهم لا یعقلون». (بیشتر آنان تعقل نمی کنند) زیرا عقل آن است که بوسیله آن طلب رحمان و قرب الهی را کسب کرد ، نه اینکه از این عقل فقط برای امور مادی و دنیوی استفاده کرد.
پس دانستن زبان عربی و یا معانی کلمات، اینها فقط مربوط به ظاهر قرآن است. و حتی تفسیر نیز ظاهر قرآن است . ولی عمق قرآن را که ( تا هفتاد بطن ) بیان کرده اند، آن معارف عمیق را اولی الامر میداند، «لا یمسه الا المطهرون» آنانی که دارای طهارت باطنی و صفای درون و حالاتی معنوی، و علم لدنی دارند، آنانی که مطهّرند میتوانند حقایق قرآن را بفهمند ولی اکثر مردم حتی نمی توانند معنی آن طهارتی را هم که قرآن بیان میکند درک کنند. .
ولی با کسب معارف، و تزکیه نفس و صفای درون می توان تا حدودی به معارف قرآن رسید. بهر حال عالم هستی بقدری عظمت و اسرار دارد. که اگر توجه ما فقط به ظاهر و به امور مادی دنیا باشد به این اسرار نخواهیم رسید.

بهره برداری از قرآن

انسان دارای سه بُعد و مرتبه است :
اعضای ظاهری (جوارح)
عقل ــ ادراک کلیات
قلب ـ جهت خشوع و ایمان
و هر یک از این مراتب باید از قرآن بهره ببرند لذا هر کس به اندازه ظرفیت و سعه وجودی خود از قرآن بهره مند می شود، نه فقط چشم و گوش و زبان، بلکه همه ابعاد وجودی انسان باید از قرآن منور شوند.
ابعاد وجودی انسان :
عرفا ابعاد وجودی انسان را «طبع و نفس و قلب و سر و خفی و اخفی» می دانند و همۀ اینها مراتب واطوار وجود انسان هستند . لذا باید نماز و قرآن بر همه ابعاد وجودی او تأثیر کند و آن تأثیر نباید فقط ظاهری باشد. بلکه باید تمام مراتب وجودی او را فرا گیرد. از جمله:
۱ـ مرتبه جسم و جوارح است:
اولین مرتبه استفاده ظاهری از قرآن: جسم و جوارح، که همان چشم و زبان و گوش است که هنگام قرائت قرآن هر کلمه ، و یا هر حرفی ده حسنه دارد مثال (الم) الف ده حسنه، لام ده حسنه، میم ده حسنه، باید توجه کرد که وقتی قاری این حسنات را کسب میکند که قرائت برای خدا باشد، لذا اگر ریا شد برای خدا نمیشود، پس حسنه ای هم در کار نیست آنجا که بیان میکنند (اقرأ وأرقی ) بخوان و بالا برو، آن قرآئتی است که قاری با اخلاص به خواند، و به آن عمل کند. بهره برداری زبان از قرآن به ادای حروف است با تأنی ـ وخواندن صحیح (تا جائی که بوسواس نیفتد). و صوت حزین هم پسندیده است در صورتی که ریا نباشد .
مرحله دوم عقل
عقل نیز باید از قرآن بهره ببرد ، بهره عقل، ادراک مطالب کلی از قرآن، و عبرت از آیه ها می باشد. لذا از رو خوانی قرآن جسم و جوارج انسان استفاده کرده، و البته ثوابی هم کسب می کند، اما عقل باید ادراک کلیات کند، و به آن لایه دوم نیز برسد، یعنی نور قرآن به حقیقت و عقل نیز اثر کند.
مهم آگاهی قلب است
۳ـ و برترین خاصیت قرآن که نزول آن هم بیشتر برای همین منظور است «تأثیر قلب» می باشد، که پس از ادراک کلیات توسط عقل از این آیات شریف قلب و دل آدمی با خبر شود. یعنی که روح و روان انسان منور به آیات الهی گردد، زیرا قرآن « شفاء لما فی الصدور» است شفای دلهاست.
البته ادراک معانی هم آسان نیست و علومی را پیش نیاز دارد که انسان باید آن علوم را فرا بگیرد. توجه به اسماء الله که از اول تا آخر قرآن در آیات بسیاری بیان شده، و خداوند از خودش میگوید و خود را معرفی میکند و میفرماید: ای انسان خدائی که این قرآن را فرستاده داری چنین صفاتی است
 يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ 
آنچه در آسمان ها و در زمين است ، خدا را [به پاك بودن از هر عيب و نقصى] مى‏ستايند ، خدايى كه فرمانرواى هستى و بى‏نهايت پاكيزه و تواناى شكست‏ناپذير و حكيم است .
و نیز قرآن در سوره حشر خداوند را این گونه معرفی میکند:
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖعَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۖ هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُ ﴿٢٢﴾ هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٢٣﴾ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰۚ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ 
اوست خدايى كه جز او هيچ معبودى نيست ، داناى نهان و آشكار است ، او رحمان و رحيم است .«۲۲» اوست خدايى كه جز او هيچ معبودى نيست ، همان فرمانرواى پاك ، سالم از هر عيب و نقص ، ايمنى بخش ، چيره، شكست‏ناپذير ، جبران كننده ، شايسته بزرگى و عظمت، و خدا از آنچه شريك او قرار مى‏دهند منزّه است .«۲۳»اوست خدا ، آفريننده ، نوساز ، صورتگر ، همه نام‏هاى نيكو ويژه اوست . آنچه در آسمان ها و زمين است همواره براى او تسبيح مى‏گويند ، و او تواناى شكست‏ناپذير و حكيم است .
ای انسان معبود خود را باید اینگونه بشناسی، یعنی خدا را آن طور که قرآن معرفی کرده باید شناخت، لذا اگر فقط استفادۀ اعضای ظاهری باشد و درک معانی نباشد بهره کم است .
خلاصه اینکه انسان وقتی قرآن را بدست می گیرد فکر کند نامه ایست خصوصی از طرف پروردگار عالمیان، از محبوب ابدی و ازلی، علیم و حکیم الذی له الاسماء الحسنی. بسوی بنده ضعیف و مسکین و مستکینی، که خواننده این نامه می باشد.
لذا هر اندازه که انسان از شناخت بالاتری برخوردار باشد و از لحاظ روحی و سعۀ وجودی بالاتر باشد استفاده او از قرآن بیشتر، و تأثیر نورانیت آن بر حیات دنیا و آخرت او بیشتر می شود.
مهمترین مواضیع قرآن
یکی از مسائل مهمی که در قرآن بدان پرداخته است و باید انسان به آن توجه کند مواضیع «خدا شناسی و توحید» است و مسئله مهم دیگر قرآن «سیر الی الله» است قرآن ادعا میکند که از طرف خداوند برای هدایت بندگان است و خداوند سبحان از قرآن به وصف بهترین کلام یاد می کند (اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ) (خدا بهترین سخن را فرستاد ) پس قرآن بهترین کلام است و بهترین سخن گو، یعنی حضرت رسول(ص) این قرآن را بیان کرده، حال بین بهترین کلام، و بهترین گوینده این کلام، یک واسطۀ بود و آن هم وحی است، و.دستور می دهد که خود و پیروانش را چنین معرفی کند .(
قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي)
(بگو این طریقۀ من و یاورانم می باشد که خلق را با بصیرت بسوی خدا دعوت کنم ).

قرآن نور و هدایت است
خداوند در وصف کلام خود می فرماید
(يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ )
از سوی خداوند نور و قرآن مبین آمد هر کس درپی تحصیل رضایت حق شد خداوند او را از این مواهب و از این نعمتهای خاص معنوی بهره مند می کند .و هدایتهای خداوند بسیارند ولی انسان باید استعداد قبول آن هدایتها را در خود شکوفا کند. و هر اندازه استعداد بیشتر باشد شامل آن هدایتها بیشتر خواهد شد .
در این آیه چند فضیلت را برای قرآن بیان کرده :
۱ـ هدایت به راه های امن
۲ـ خروج از تاریکی و ورود به نور، ولی باذن الله .
۳ـ هدایت به راه راست . و ما هر روز در نماز از خدا طلب میکنیم اهدنا الصراط المستقیم .
لذا آیات قرآن «هدی للناس» است (هدایت برای مردم) یعنی همۀ مردم از هدایتهای قرآن بر خوردار هستند هر انسانی به اندازۀ سعی وجودی و استعداد و سعی و کوشش خود از هدایتهای الهی و نعمتهای معنوی قرآن بهره مند میشود.
پس قرآن «هادی» است، و برای هدایت مردم نازل شده، و یکی از اسماء الله نیز (هادی) است ، و خداوندی هادی، برای هدایت بندگانش وسائلی فرستاده که یکی از آن وسائل قرآن است. لذا قرآن نیز (هادی)، است
.(وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ )
( و براستی خدا مؤمنان را به راه راست راهنمائی می کند )
(وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا)
( و همچنین برای هر پیغمبری دشمنی از بد کاران قرار دادیم و تنها خدای تو برای هدایت و یاری کفایت می کند ) در این آیه دو اسم از اسماء الله بیان شده .«هادی و نصیر» هادی هدایت می کند به راهی که خداوند، آنرا قرار داده برای انسان تا با طی این راه برسد به کرامت و عظمت انسانیت، و در دنیا و آخرت به سعادت برسد .
خداوند در باره قرآن می فرماید: «هدی للناس» و نیز بیان میکند «الذین آمنوا» یعنی کسانی که در هدایتهای اولی داخل بشوند، از هدایتهای بالاتری بهره مند می شوند. پس هادی یعنی هدایت کننده یعنی راهنما به همان راهی که برای رسیدن به خدا، رسیدن به تکامل ، و رسیدن به هدف خلقت قرار دارد، به نام صراط مستقیم که ما هم هر روز در نماز میخوانیم، «اهدنا الصراط المستقیم».

پس خداوند «هادی» است هدایت خداوند برای همه موجودات است .برای رسیدن به تکاملی که برای آن خلق شده اند.
انواع هدایت در قرآن
در قرآن مجید دو نوع هدایت مطرح شده است :
الف : هدایت تکوینی
نظیر هدایت زنبور عسل که چگونه از شهد گلها بمکد و چگونه کندو و خانه خود را بسازد و یا هدایت و راهنمایی پرندگان در مهاجرتهای زمستانی و تابستانی، آنجا که قرآن می فرماید: قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى
( گفت خدای ما کسی است  که همه موجودات را وجود بخشید و سپس هدایت کرده است )
و این بیانگر نوعی از انواع هدایت تکوینی است .
ب : هدایت تشریعی
که توسط انبیای الهی و کتب آسمانی و نزول قرآن، و نیز دستورات شرع مقدس توسط اولیاء الهی برای هدایت بشر است. به سوی راه راست و صراط مستقیم و نیز (صراط ) در قیامت نام پلی است بر روی دوزخ که همه ی مردم باید از آن عبور کنند .
کلمه صراط پیش از چهل مرتبه در قرآن آمده است . انتخاب راه شریعت و خط فکری صحیح، نشانه و بیانگر شخصیت انسان مؤمن است .
راههای متعدد
راههای متعددی در برابر انسان قرار دارد که او باید یکی را انتخاب کند :
راه خواسته ها و هوس های خود
راه انتظارات وهوس های مردم .
راه وسوسه های شیطان .
راه طاغوت ها .
راه نیاکان و پیشینیان .
راه صحیح را خداوند، بوسیله وحی به بشر نشان داده و قرآن را به عنوان «هادی» برای او قرار داده است ، لذا اگر کسی به دنبال آن هادی الهی نرود، و از کاروان و راهنما جدا شود گم راه خواهد شد.
همه موجودات در کاروان هستی از یک سیری بر خور دارند، از خدا آمده اند و به سوی خدا میروند، و انسان نیز که جزئی از این عالم وجود است، همراه کاروان هستی از سیری برخوردار است تا برسند به آن هدف خلقت که خداوند برای تکامل آنها قرار داده است، که باید تحت اسم «هادی» و هدایتهائی که خداوند برای بشر قرار داده، که یکی قرآن، و دیگر پیامبران هستند قرار گیرند.
و پیامبران انواری هستند که از طرف خداوند مبعوث شده اند تا مردم را هدایت کنند بهرحال اگر انسان میخواهد به آن عظمت برسد باید خود را تحت هدایتهای الهی قرار دهد..
هدایت پروردگار نسبت به انسان چهار نوع است :
۱ـ هدایت عام و تکوینی : که بر عقل وهوش و جوارح انسان اثر دارد .
بیان شد که این نوع از هدایت شامل همه موجودات می شود و اشاره شد به زنبور عسل و مورچه و انسان، وهمۀ موجودات از طرف خالق خود نوعی هدایت دارند که میدانند چگونه باید زندگی کنند بعضی از موجودات هدایتشان اجباری است و تنها انسان است که هدایت شده و اختیار دارد که از این هدایت استفاده بکند یا نه.
در قرآن کریم آیات فراوانی دربارۀ انسان وارد شده که اگر انسان بخواهد خودش را بشناسد می تواند آیاتی را که متعلق به انسان است ملاحظه کند، در حقیقت قرآن برای انسان نازل شده و خداوند در قرآن این انسان را معرفی کرده و بیان می دارد چه چیزی او را به سعادت میرساند و چه چیزی او را از سعادت دور میکند که انسان باید این حقایق را بداند .
۲ـ هدایت تشریعی : که توسط وحی به انبیاء و نزول قرآن و امثال آن برای هدایت بشر انجام می گیرد .
۳ـ هدایت خاص : که توفیق چنین هدایتی نصیب اشخاص مؤمن و متقی خواهد شد. این نوع از هدایت نصیب همه مردم نمی شود زیرا همه مردم آن هدایت اولی را نمی گیرند، گروهی تابع قرآن و پیامبر(ص) و ائمه(ع) میشوند، و نیز افرادی سرباز می زنند.
این نوع از هدایت فقط نصیب مؤمنینی میشود که به هدایت عام توفیق یافته باشند و. قرآن بیان می کند:
« وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ »
(هرکس به خدا ایمان آورد خداوند قلبش را هدایت می کند).
۴ ـ هدایت اخروی : و آن عبارت از هدایت به بهشت و نعمتهای الهی می باشد .
این هدایتهای چهار گانه به ترتیب نصیب انسان میشوند، یعنی اگر انسان از هدایت اولی که همان عقل و هوش و قلب و امکانیات داده شده استفاده کرد، خدا توفیق میدهد که کلام خدا را بفهمد، و اگر از هدایت دوم استفاده کرد و اوامر الهی را اجرا کرد، هدایت سوم شامل حال او میشود که این هدایت خاص میباشد که خاص و مخصوص به مؤمنین است.
پس اگر انسان تحت این سه هدایت قرار گرفت مسیر او معین، و به تکامل رسیده و بهشتی میشود و بهشت بدون اذن خداوند امکان پذیر نیست، لذا انسان باید سعی کند که تحت اسم هادی قرار گیرد. و از خدا بخواهد که او را تحت هدایت خاص خودش قرار دهد.
و اگر کسی از مرتبه اول محروم باشد به مرحله دوم راه نمی یابد و به همین ترتیب در مراحل بعدی، .این هدایتها مانند حلقات به هم وصل هستند مثلا اگر به اولی و دومی رفتی و از هدایت سومی محروم ماندی، به هدایت چهارمی نمی رسی. بنابراین: این حلقات انسان را به آن هدفی میرسانند که بهشت و تکامل است ولی باید انسان خود را تحت این هدایتها قرار دهد .
و در یک نگاه اجمالی به آیات قرآن به خوبی روشن می سازد که قرآن هدایت و ضلالت را فعل خدا می شمارد و می فرماید:
وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۚ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
(اگر خدا می خواست شما را [بر محور هدایت] یک امت قرار می داد.[اما هدایت اجباری فاقد ارزش است] ، ولی هر کس را بخواهد [به کیفر لجاجت و تکبرش] گمراه می نماید و هر کس را بخواهد هدایت می نماید ، و مسلماً از آنچه همواره انجام می دادید ، باز پرسی خواهید شد). برای فهم آیات هدایت و ضلالت، به تأمل بیشتری نیاز است.
و گفته اند:

هدایت تشریعی به معنی ارایه طریق؛ و جنبۀ عمومی و همگانی دارد وهیچ قید و شرطی ندارد و خداوند راه را به همه نشان داده .چنانچه در سوره دهر می فرماید:
«إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا »
( ما راه به انسان نشان دادیم خواه شکر گزاری کند یا کفران )
إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ ۗ هَٰذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ
(يقيناً خدا پروردگار من و پرودگار شماست ؛ پس او را بپرستيد ، اين است راه مستقيم) می فرماید: تو همه ی انسانها را به صراط مستقیم دعوت می کنی. بدیهی است که دعوت پیامبر(ص) مظهر دعوت خداست، چرا که او مظهر اسماء خدا است. .
پس حضرت رسول(ص) «هادی» است و انسان را به راه مستقیم دعوت میکند ، اما تحت هدایت الله، و تحت اسم «هادی» یعنی هدایت او تجلی اسم «هادی» و هدایت خداوند است، قرآن هم «هادی»، نور وهدایت است،. پس رسول(ص) هادی است و آن هدایت از خداست، بوسیلۀ قرآنی که «هادی» و از طرف خداوند، و برای هدایت انسانها است .
هدایت تکوینی: به معنی ایصال به مطلوب و گرفتن دست بندگان و گذراندن آنها از تمام پیچ و خمهای راه، و حمایت از آنها تا رسیدن به ساحل نجات که موضوع بحث بسیاری از آیات قرآن است . مثلا زنبور عسل از وقتی که خدا او را خلق کرده است، با آن عظمتی که در معماری دارد کندو و خانه خود را می ساخت، اما انسان وقتی که خواست خانه بسازد، اول یک سایه بان بود و به مرور در فن معماری پیشرفت کرد تا رسید به این که ساختمانها و برجهای آنچنانی میسازد ، بعضی موجودات همان هدایتی که دارند همان است دیگر تطور نمی کند و پیشرفتی نمی یابد.
اما انسان باید از آن هدایت اولی استفاده کند که هدایت دوم را به دست بیاورد و چون انسان به بی نهایت هدایتها، و به بی نهایت علوم و مقامات میتواند برسد، لذا باید با سعی و کوشش برسد.
این قرآنی که امروز در دست شماست، با زحمتی که برای فراگیری علوم آن متحمل می شوید، و با تدبّر در آیات آن نوری می شود برای شما، مثلا اسم «هادی» برای شما نور افشانی میکند که قبلا بلکه متوجه آن نبودید..
این نوع هدایت هرگز بی قید و شرط نمی باشد ، اگر انسان آن هدایت اولی و دومی و سوی را گرفت و جزء خاصان شد، در زندگی بقدری خداوند او را هدایت میدهد ، که گاهی اگر بر سر دو راهی قرار گرفت، راه صحیح را انتخاب و مشکلش حل میشود .
هدایت هم مراحل و درجاتی دارد، و آن هم با تمسک و اعتقاد انسان به خدا و اسماء الله تأثیر می پذیرد. بهرحال این نوع هدایت تکوینی ایصال به مطلوب و گرفتن دست بندگان و گذراندن آنها از تمام پیچ و خمهای راه، و حمایت از آنها تا رساندن به ساحل نجات است.
قصد ما از این درسها این است که ما با تدبّر و تأمل و تفکر در آیات ، با قرآن، و با خدا و اسماء و صفات او بیشتر آشنا شویم و آنچه که گفته شد از طریق وحی و قرآن و کلام معصومین است. اللهم نور قلوبنا بنور القران .
از همه التماس دعا دارم طاهره سادات زرگرمرادی

درباره ی admin-erfan

همچنین ببینید

جایگاه عظیم انسان در آفرینش

جایگاه عظیم انسان در آفرینش اگر انسان را از دیدگاه عامه مردم بنگری، او از …

شهادت امام حسن عسکری(ع) تسلیت باد

  شهادت امام حسن عسگری (ع) روز هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری، روز دردآلودی …

رابطه عشق و معرفت

رابطه عشق و معرفت {وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *